اما از زمانی که وی را دیدم تنها یک نکته مرا به خود جلب کرد آن هم فرار کردن محسن آرمین در کوچه های خیابان انقلاب تقاطع چهار راه ولیعصر بود زمانی که پلیش شجاع و بسیج غیور مردمان قصد بازداشت اغتشاش گران را داشت و به سمت آنها حرکت می کرد محسن آرمین سخنگوی سازمان مجاهدین منافق نیز پا به فرار می گذاشت.
همین لحظه بود که به یاد حرفها و موضعگیری های افرادی همچون آرمین و خود محسن آرمین افتادم زمانی که در دفتر سازمان مجاهدین بیش از رای گیری و در زمان تبلیغات البته برای آنها تخریبات چگونه دم از شجاعت می زد و حالا اینگونه پا به فرار گذاشته است.
البته بعلاوه عکس زیر فیلمی هم از حضور وی دارم که اگر شد حتما منتشر می کنم

مهدي هاشمي مدعي شده: چندي قبل در جلسه سران كه با حضور پدرم، لاريجاني و احمدينژاد برگزار شد پدرم و لاريجاني خواستار پذيرفتن تعليق شدند و دليل آنها اين بود كه شرايط سختي براي كشور بوجود آمده است.
احمدينژاد در پاسخ گفت: حضرت آقا كه رهبر هستند بنده هم رئيس جمهور، شما چه كاره هستيد?!
مهدي هاشمي گفت: پدرم پس از شنيدن اين حرف بغض كرد و از جلسه خارج شد.
گشت نامحسوس/
5. رابطۀ مافیای ثروت و قدرت با انحصارطلبی و تمامیتخواهی
ذکر شد که جریان مافیای ثروت و قدرت برای بدست آوردن ثروت بیشتر، نیازمند بالا رفتن از نردبان قدرت میباشد. قدرت از منظر این عالیجنابان دارای کارکردهای زیر است :
1) رسیدن به ثروت بیشتر
2) از بین بردن عوامل محدود کننده
3) ایجاد مصونیت آهنین برای حفظ ثروت و قدرت
کارکردهای مذکور باعث میگردد که جریان مافیا همواره مشیِ محافظهکاری، تمامیت خواهی و انحصارطلبی را پیشۀ خود سازد.
تلاش حزب کارگزاران سازندگی و خاندان آقای هاشمی برای در اختیار گرفتن اکثریت مجلس پنجم و تمدید ریاست جمهوری آقای رفسنجانی، ناظر بر رویۀ تمامیت خواهی و انحصار طلبی عالیجنابان قدرتطلب میباشد.
بدیهی است تحقق روند انحصارگرایی و تمامیتخواهی (برآیند حضور جریان مافیا در ساختار قدرت)، آثار زیانباری را بر جای خواهد
خواهد گذارد. از جمله :
-از بین رفتن تعامل منطقی دولت- ملت و منتفیشدن پروسۀ نظارت، پرسشگری و پاسخگویی
-حاکمیت یافتن خویشاوندسالاری به جای شایستهسالاری و شکلگیری پدیدۀ شوم هزار فامیل
-عدم بهرهگیری از نخبگان در فرآیند رشد و توسعه
-توقف روند چرخش نخبگان در ساختار قدرت و حاکمیت
-مختل شدن توازن و تعامل قوا در درون حاکمیت
-کند شدن روند تحولگرایی و ایجاد محافظهکاری در قوای اجرایی کشور
- توزیع نابرابر ثروت
-نادیده انگاشتن منافع ملی و اولویت یافتن منافع مافیایی
*تبانی خانوادۀ آقای هاشمی در قراردادهای نفتی خارجی
قبلا مطالبی پیرامون نامۀ افشاگرانۀ مدیر مستعفی شرکت استات اویل در خصوص رشوهگیری خاندان آقای هاشمی در قراردادهای نفتی ذکر گردید و اشاره شد که آقای هوبارت (مدیر مستعفی) طی نامهای به هیئت مدیرۀ شرکت مزبور، پرداخت سالیانه 000/500/1 دلار پورسانت را به مدت 10 سال به آقای مهدی هاشمی (پسر آقای هاشمی رفسنجانی) تشریح نمودهاست.
دستگاه امنیتی با کسب اطلاع از این موضوع تصمیم میگیرد- بنابر وظیفۀ ذاتی خود- با مهدی هاشمی برخورد نماید. اما با اعمال نفوذ آقای هاشمی رفسنجانی، نه تنها این پرونده بطور ناگهانی مختومه میگردد، بلکه در ادامه نیز عباس یزدان پناه (یکی از افراد اصلی بازداشتشده) که اعترافات مهمی علیه مهدی هاشمی انجام داده بود، با اخذ گذرنامه و هویت جدید، از کشور خارج و به انگلستان متواری میگردد.
شایان ذکر است که نامبرده از مهمترین حامیان مهدی هاشمی در معاملات خارج از کشور میباشد و در همین راستا مهدی هاشمی مبلغ 000/000/2 دلار به کارت اعتباری یزدانپناه درخصوص معامله با شرکتهای توتال، اِلف و نورینکوی واریز نموده است.
*اخراج یک خبرنگار از ستاد انتخاباتی آقای هاشمی!
به گفتۀ یکی از افراد نزدیک به آقای مهدی هاشمی (فرزند آقای هاشمی رفسنجانی) که در ستاد انتخاباتی آقای هاشمی رفسنجانی(دورهی نهم) فعال میباشد، خانم «هنگامه. ش» که به خبرنگاری در این ستاد اشتغال داشت، به دلیل عدم پذیرش خواسته نامشروع مهدی هاشمی از این ستاد اخراجگردیدهاست.
به گفته فرد مزبور، خانم «ش» قصد دارد از مهدی هاشمی در این زمینه به دستگاه قضایی شکایت نماید.
*دستیابی به قدرت با تحمیل هزینه به اموال دولتی
در پی سوء استفادههای مکرر حزب کارگزاران و خاندان آقای هاشمی رفسنجانی از اموال دولتی برای رسیدن به قدرت، آقای مهدی هاشمی (فرزند آقای هاشمی رفسنجانی) در تاریخ 3/3/84 با استفاده از نفوذ خود، درخواستی مبنی بر واگذاری 15000 بند کاغذ اعلا را به وزارت بازرگانی ارائه مینماید.
با محاسبه دقیق، مقدار ذکر شده-که یک نمونه از اینگونه موارد میباشد- معادل 5/67 میلیون برگ کاغذ 4A خواهد بود و این بدان معنی است که مافیای ثروت و قدرت دقیقاً به ازاء هر ایرانی، حداقل یک برگ کاغذ در تبلیغات استفاده کرده است.
این در حالی است که قیمت کتاب در سالهای اخیر بسیار گران بوده و شاهد مثال آن نیز خرید بسیار پایین قشر دانشجو و فرهیختۀ جامعه از نمایشگاه کتاب میباشد.
*استفاده از امکانات دولتی در دور جدید تلاش برای دستیابی به قدرت
خاندان آقای هاشمی در پی تلاش برای در اختیار گرفتن قوۀ مجریه طی انتخابات نهم، از نفوذ خود در دستگاههای دولتی تا حد امکان استفاده نمود. برای نمونه به بعضی از آنها اشاره میشود :
1) در اختیار گرفتن یک ساختمان هفت طبقه (واقع در خیابان نیاوران، جنب مهمانسرای وزارت امورخارجه) برای بهرهبرداری تبلیغاتی با استفاده از نفوذ در دانشگاه آزاد و هماهنگی با آقای جاسبی
2) در اختیار گرفتن یک ساختمان واقع در خیابان عباسآباد (چهارراه مهناز)، متعلق به وزارت علوم و فناوری
3) در اختیار گرفتن یک ساختمان واقع در چهارراه جهان کودک متعلق به وزارت نفت
4) استفاده از ساختمان و امکانات مجمع تشخیص مصلحت نظام جهت امور تبلیغاتی آقای رفسنجانی
5) استفاده از ساختمان و امکانات مرکز مطالعات استراتژیک (وابسته به مجمع تشخیص مصلحت نظام) برای امور تبلیغاتی
امروز هم انتخاب مبتنی بر شناخت، اطلاعرسانی و آگاهسازی مردم میتواند از سیطرۀ مافیای ثروت و قدرت و به تاراج رفتن منافع ملی جلوگیری کند
6. سرمایهگذاری فرامرزی مافیای ثروت و قدرت
جریانهای مافیایی در سراسر جهان، از طریق فعالیتهای غیرقانونی و نامشروع (اخذ پورسانت، زد و بندهای اقتصادی، پولشویی، قاچاق و... ) صاحب درآمد و سرمایههای کلانی میگردند.
آنان هیچگاه به سرمایهگذاری در درون کشور متبوع خود تمایلی نشان نمیدهند و به طور معمول دارائیهای خود را به کشورهای ثالث منتقل کرده و در آنجا سرمایهگذاری میکنند.
جریان مافیایی در ایران هم از این قائده مستثنی نیست. اینان نیز مانند همتایان خود در سراسر جهان چندان متمایل به سرمایهگذاری در داخل کشور نبودهاند. در چرایی این موضوع توجه به برخی از ابعاد این پدیده، بسیار قابل تأمل و آگاهی بخش میباشد.
در نگاه اول به نظر میرسد این امر فقط به دلیل ایجاد مصونیت و جلوگیری از توقیف ثروت باشد، اما نگاهی عمیقتر به این مسئله، ابعاد دیگری را نیز نمایان میسازد.
یکی از نگرانیهای دائمی گروههای مافیایی، افزایش آگاهی اذهان عمومی، نسبت به اقدامات و عملکرد آنها است. سرمایهگذاری جریان مافیا در داخل کشور از یک سو ابعاد و فعالیتهای گستردۀ اقتصادی آنان را پدیدار میسازد و از سوی دیگر اذهان عمومی در مقام پرسشگری، خواهان توضیح و چگونگی تحصیل این سرمایهها میشوند.
پرسشگری جامعه و پدیدار شدن ابعاد فعالیتها و چگونگی کسب سرمایههای نامشروع، به صورت بدیهی، انزجار مردم از مافیای ثروت و قدرت را در پی خواهد داشت و تحقق این فرآیند در جامعه، مانع از قدرتیابی آنان - بویژه در عرصههای انتخاباتی - خواهد شد.
در این نوشتار سعی بر آن است تا بخشی از اقدامات نامشروع جریان مافیای ثروت و قدرت و سرمایهگذاری نامشروع آنان مورد بازخوانی قرار گیرد.
* تأسیس مرکز توریستی برای عالیجنابان خارجی
خانوادۀ آقای هاشمی پس از خرید یک قطعه زمین به مساحت 000/100 متر مربع در یکی از خوشآب و هواترین مناطق کانادا (قسمت شمالی شهر تورنتو و در حاشیه جنگل) با مشارکت سازمان جهانگردی و گردشگری کانادا، اقدام به تأسیس مرکز تفریحی- سیاحتی بسیار زیبا و مجهز نمودهاست. این مرکز بهآخرین سیستمهای موجود تجهیز شده ودر نوع خود از موارد بینظیر دنیا محسوب میشود.
محل مذکور که دارای باند پرواز هلیکوپتر نیز میباشد، مختص افراد صاحب نفوذ ، سرمایه داران و جهانگردان ثروتمند طراحی شده و دارای امکانات تفریحی بسیار گرانقیمت بوده و هزینۀ ورودی آن بسیار بالا میباشد. لازم به ذکر است که 49% این پارک اشرافی به خانوادۀ آقای هاشمی، و بقیۀ آن به سازمان جهانگردی کانادا تعلق دارد.
* اتوبان خاندان هاشمی در کانادا
یکی از موارد عمدۀ سرمایهگذاری خاندان آقای هاشمی در خارج از کشور، پروژههای مهم ساختمانی، راهسازی، پلسازی و اتوبان میباشد. اینگونه قراردادها معمولاً با مشارکت یکی از شرکتهای صاحب نفوذ کشورهای مورد نظر تنظیم میگردد.
یکی از این پروژههای سودآور، اتوبانی به طول 150 کیلومتر در شهر تورنتو در کشور کانادا است. این اتوبان از نظر جغرافیایی در موقعیت بسیار مناسبی واقع شده است و دارای ورودی و خروجی به تمام معابر مهم شهر تورنتو میباشد و در بین مردم آنجا به اتوبان هاشمی معروف است.
بر اساس اخبار، خاندان آقای هاشمی این اتوبان را با مشارکت بانکSBS کانادا احداث کرده و روزانه از محل دریافت عوارض آن، سود قابل توجهی عاید آنها میشود. این در حالی است که برابر اعلام منابع رسمی کشورمان دارای 1000 نقطۀ حادثه خیز در جاده های مواصلاتی میباشد.
*ساخت و ساز ویلا در خارج از کشور
افراد خانوادۀ آقای هاشمی زمینهایی با متراژ بالا را در حاشیه جنگل (در شهر های تورنتو و وگنور کانادا) خریداری کردهاند که از طبیعت زیبا و بسیار مفرّحی برخوردار است. آنها در این املاک چندین ویلای بسیار شیک و مجهز به مدرنترین وسایل رفاهی احداث نموده اند.
مساحت هر کدام از این ویلاها حدوداً بین 10 الی 20 هزار متر مربع میباشد که فقط میلیونها دلار صرف هزینۀ محوطه سازی هرکدام از آنها شده است. لازم به ذکر است که این ویلاها جزء زیباترین ویلاهای کانادا محسوب میشوند.
*تأسیس شرکت نفتی و احداث ویلا در انگلستان
همانطور که در خبرهای قبلی ذکر گردید، مهدی و محسن هاشمی (فرزندان آقای هاشمی رفسنجانی) دارای یک شرکت تجهیزات نفتی در انگلستان میباشندکه با توجه به مناصب قبلی و نفوذ مهدی هاشمی در وزارت نفت، یکی از مهمترین شرکتهای حاضر در مناقصههای نفتی ایران و خاورمیانه محسوب میشود.
مدیرعامل این شرکت فردی به نام محسن صفائیان (مقیم آمریکا) میباشد که به مدت 10 سال - به عنوان مترجم- اعضای خانواده آقای هاشمی را در سفرهای خارجی همراهی کردهاست.
صفائیان با بخشی از سود سالیانه این شرکت تا کنون اقدام به احداث چندین ویلای مجهز و شیک درخوشآب و هواترین مناطق انگلستان برای اعضای خانوادۀ آقای هاشمی نمودهاست.
*مافیا چگونه ثروتمند شدهاند
هرچند موارد ذکر شده، ابعاد بسیار کوچکی از سرمایهگذاری مافیای ثروت و قدرت در خارج از کشور بشمار میآید، لکن همین «مشت، نمونۀ خروار» این سؤال را در اذهان تداعی میکند که هزینۀ هنگفت این سرمایهگذاریهای کلان از کجا تأمین میگردد. در انتهای این نوشتار به گوشۀ بسیار کوچکی از موارد استحصال این اعتبارات اشاره میشود :
-سوء استفادۀ مهدی هاشمی (فرزند آقای هاشمی رفسنجانی) از نفوذ خود جهت واردات اتوبوس خارجی با تخفیف ویژه در حقوق گمرکی
-سوء استفادۀ مهدی هاشمی از نفوذ خود در دستگاههای اقتصادی و سیاسی و کسب اطلاع (رانت اطلاعاتی) برای خرید سهام بورس
-دریافت پورسانت توسط مهدی هاشمی از محل خرید 000/000/000/10 دلاری خرید هواپیمای ایرباس.
- دریافت 000/000/150 دلار پورسانت از قرارداد 000/000/000/1 دلاری شرکت نفت با شرکت زوگ سوئیس توسط مهدی هاشمی.
-دریافت پورسانت از شرکتهای ایتالیایی پیان تی،ای در جریان انعقاد قرارداد برای اجرای پروژههای 000/000/000/3 دلاری فولاد مبارکه، چادر ملو و خوزستان
-سوء استفادۀ مهدی هاشمی از نفوذ خود در وزارت نفت (با توجه به مناصب قبلی وی در این وزارتخانه) جهت موفقیت در مناقصهها و انعقاد قراردادهای سنگین نفتیِ وزارت نفت با شرکت مهندسی و ساخت تأسیسات دریایی ایران (متعلق به خاندان آقای هاشمی)
- دریافت پورسانت یاسر هاشمی از مدیرعامل شرکت فرانسوی اورلند در جریان خرید جیپ تاکتیکی (بنابر اعتراف مدیرعامل شرکت) برای ایران
- دریافت 000/000/1 دلار پورسانت توسط مهدی هاشمی برای صادرات اتوبوس به لیبی
- دریافت مبلغی در حدود 000/000/150 میلیون دلار به عنوان پورسانت توسط محمود هاشمی در جریان قرارداد شرکت متروی ایران با شرکت نورینکو
- دریافت 000/500/1 دلار به عنوان پورسانت توسط مصطفی داودیزاده (از بستگان نزدیک آقای هاشمی) در خصوص خرید اقلام الکترونیکی و زمینی از شرکت باب گرین
-دریافت 000/600 مارک پورسانت توسط مصطفی داودیزاده در جریان تعمیر تانکهای لهستانی
7.روابط پنهانی مافیای ثروت و قدرت
حرکت در سایه و پنهانکاری از ویژگیهای مهم و منحصر بفرد گروههای مافیایی است. این مؤلفه با ماندگاری و استمرار حیات آنان ارتباط مستقیم داشته و این گروهها را به شبکههای بسیار پیچیده و هولناک تبدیل کردهاست.
اما علیرغم این مهم، تردد و آمدوشدهای اجتنابناپذیر عناصر مافیا، میتواند یکی از مهمترین محورهای رهگیری و آگاهی یافتن از این گروههای مخوف باشد.
به طورکلی گروههای مافیایی به دلایلی چند، ناگزیر هستند به کشورهای مختلف ترددکنند. از جمله ؛
-برقراری ارتباط و هماهنگی با شبکههای مافیایی فرامرزی
-کسب درآمدهای نامشروع و غیرقانونی
-سرمایهگذاری در خارج از کشور متبوع خود
-تفریح و خوشگذرانی
رفت و آمدهای جریان مافیای ثروت و قدرت ایران نیز از این قائده مستثنی نبوده و میتواند در چارچوب موارد ذکر شده مورد ارزیابی قرارگیرد.
*رکورد شکنی خاندان آقای هاشمی در سفرهای خارجی
بنا به گفتۀ یکی از افراد نزدیک به خاندان آقای هاشمی، در چند سال اخیر، تعداد 10 نفر از این خانواده- شامل فرزندان، همسر و برادران آقای هاشمی رفسنجانی- مجموعاً در حدود 750 بار به خارج از کشور مسافرت نمودهاند که در این میان، مسافرتهای مکرر مهدی هاشمی (حدود260 نوبت) و فاطمه هاشمی (حدود 200 نوبت) قابل تأملتر از مابقی میباشد.
اسناد و سوابق نشان میدهد که در تعداد متنابهی از این مسافرتها، ملاقاتهای مشکوکی با کارگزاران رژیم پهلوی، وابستگان به مافیای خارج از کشور و حتی عناصر وابسته به سرویسهای جاسوسی، صورت گرفتهاست که در اینجا به مواردی از آن اشاره میگردد :
-روابط پنهانی مهدی هاشمی با چنگیز فرنژاد، رئیس سابق اداره ضد جاسوسی ساواک.
-برقراری ارتباط پنهان مهدی هاشمی با ناخدا کمال درویش از همکاران سرویس اطلاعاتیMI6 انگلستان.
-گفتگوی پنهانی مهدی هاشمی با دیپلمات آمریکایی (بر اساس قرار قبلی) در هواپیما، هنگام سفر به عربستان.
-رایزنی مهدی هاشمی با حدود 200 نفر از سرمایهداران عرب در دبی.
-برقراری روابط پنهانی خاندان آقای هاشمی با خبرگزاریها و نشریات خارجی جهت تبلیغات گسترده در حمایت از آقای هاشمی رفسنجانی.
-ایجاد صندوق پستی در لندن جهت دریافت نامه های پنهانی.
بر این اساس چنانچه فقط هزینۀ رفت و برگشت هر سفر به طور متوسط (حداقل) 000/000/30 ریال در نظر گرفته شود، تنها مجموع هزینههای ایاب و ذهاب و ... پرداخت شده برای این سفرها 000/000/250/2 ریال خواهد بود که با در نظر گرفتن مدت زمان طولانی اکثر این سفرها و صرف هزینههای هنگفت در آنها، مطمئناً کل هزینهها بسیار بیشتر از مبلغ فوق خواهد بود.
*سفر به خارج از کشورجهت آزمایش سلامتی (چکاپ)
محمد هاشمی در تاریخ 15/7/83 به همراه همسر و پدر زن خود، برای انجام آزمایشهای پزشکی (چکاپ) به سوئیس عزیمت مینماید و پس از 11 روز، در مورخه 26/7/83 به تهران باز میگردد.
گفته میشود که نامبردگان قصد داشته اند از طریق آلمان به سوئیس بروند، اما بواسطه پارهای از مشکلات[؟!] ، از طریق دبی به سوئیس سفر کردهاند که این تغییر مسیر، موجب پرداخت حدود 000/000/20 ریال هزینۀ اضافی از سوی وی میگردد.
*معاملۀ تجاری با یک مقام منفور
محمود هاشمی (برادر آقای هاشمی رفسنجانی) در جریان انعقاد قراردادی تجاری (طرح استاندارد سازی)، مراودات گستردهای با شرکت هاتیک به مدیریت کالین پاول داشتهاست. این در حالی است که شرکتهای اروپایی و بسیار معتبر دیگری نیز در همین زمینه فعالیت میکنند.
شایان ذکر است کالین پاول در زمان جنگ ایران و عراق، فرماندهی ناو آمریکایی «وینسنت» را بر عهده داشت.
وی در تاریخ یکشنبه 12/4/1367 فرمان حملۀ موشکی به هواپیمای مسافربری ایرباس ایران را بر فراز خلیج فارس صادرکردکه در این اقدام وحشیانه و بینظیر، تعداد290 نفر از هموطنان ما اعم از زن ومرد وکودک بیگناه به شهادت رسیدند.
پاول بعد از این اقدام وحشیانه از رئیس جمهور وقت آمریکا مدال شجاعت دریافت نمود.
*دیدار با روحانی اعظم رژیم اشغالگر قدس
در جریان یک کنگرۀ بین المللی که در بخارست برگزار شد، خانم فائزه هاشمی، ریاست هیئت ایرانی را در کنفرانس مذکور برعهده داشت.
وی در حاشیۀ این کنفرانس با « هاروا معیدلاو» (هاروا لقب روحانی اعظم صهیونیستها است) دیدار نمود.
شبکۀ دوم تلویزیون رژیم صهیونیستی نیز ضمن تأیید این خبر، دو عکس از این دیدار را منتشر ساخت که در آن خانم فائزه هاشمی با چهرهای بسیار بشاش، در حال گفتگوی صمیمانه با هاروا معیدلاو مشاهده میشد.
همچنین هاروا معیدلاو در جریان مصاحبهای به مناسبت «یوم کیپور» (روز بزرگ یهودیان)، این خبر را تأیید نمود.
لازم به ذکر است که با وجود تأیید خبر ملاقات از طرف منابع صهیونیستی، طرفین از انتشار محتوای مذاکرات خودداری کردند.
* کلاهبرداری از شیوخ عرب
همانطور که در خبرهای قبلی اشاره شد، مهدی هاشمی(فرزند آقای هاشمی رفسنجانی) دارای روابط گستردهای با شیوخ عرب میباشد. وی در انجام معامه با یکی از این شیوخ به نام حسن عنانی، در یک کلاهبرداری میلیونی، پس از دریافت مبلغ 000/000/3 دلار از وی - علیرغم واگذاری سفته به حسن عنانی- به تعهدات خود عمل نکرده است.
پس از این اتفاق، عنانی اقدام به شکایت از وی نمود که به دلیل تهدید و ارعاب از سوی مهدی هاشمی و نگرانیاز به خطر افتادن سرمایهگذاریهای خود در ایران، از پیگیری آن خودداری ورزید.
لازم به ذکر است که حسن عنانی در زمان معامله تجاری با مهدی هاشمی، یکی از سهامداران عمدۀ شرکت نوشاب در ایران بودهاست.
8.مافیای ثروت و قدرت و عدم شفافیت
حرکت در سایه و پنهانکاری، کسب ثروت نامشروع و غیرقانونی از یک سو و تبلیغات عوامفریبانه برای دستیابی به قدرت و حفظ آن، از دیگر سو، گروههای مافیایی را به غیر شفافترین جریانهای فعال در جوامع کنونی تبدیل کردهاست.بر این اساس گروههای مافیایی با اتخاذ دیپلماسی پنهان و روابط غیر شفاف، در هنگام رویکرد به قدرت، پاسخگو نبودن و عدم شفافیت را با خود وارد فضای سیاسی میکنند.
رفتار مافیای ثروت و قدرت ایران نیز قائدتاً در چارچوب ذکرشده قابل مداقّه و ارزیابی میباشد. عالیجنابان در سایه، علاوه بر سپری کردن هشت سال عملکرد بدون پاسخ- در دولت موسوم به سازندگی- با مقروض کردن ملت ایران به بانکهای خارجی، بر جای گذاردن پروژههای نیمهتمام رها شده و ایجاد فاصلۀ طبقاتی آزار دهنده، در دولت اصلاحات نیز در اَرنج و ترکیب اصلی قرار گرفتند و ضمن بر هم زدن هماهنگی آن، میزان پاسخگویی دولت سید محمد خاتمی را به مراتبِ پایینتری نازل کردند.
در چرایی عدم پاسخگویی و شفاف نبودن جریان مافیا، گمانههای زیادی وجود دارد که در این مجال به یکی از آنها اشاره میگردد.
عالیجنابان قدرتطلب با فعالیت در اتاقهایی با شیشههای مات، همواره میکوشند تا مانع آگاهی مردم- به عنوان ناظر و داور- از روابط پنهان و پیچیدۀشان شوند. زیرا شفافیت، جریان مافیا را از چرخۀ مقبولیت عمومی خارج ساخته و دست آنان را از رسیدن به اریکۀ قدرت کوتاه میگرداند.
در این ارتباط آقای عطریانفر در توصیهای- که ناظر بر عدم شفافیت عالیجنابان است- به یکی از دستاندرکاران ستاد آقای هاشمی میگوید :
یک تیم قوی و ژورنالیستی از افرادی مثل شمسالواعظین، قوچانی، سعید لیلاز، محمود صدری و ... را جمع کنید تا برای برنامه تلویزیونی آقای هاشمی واژههای قشنگ و خیلی کلی درست کنند. ایشان در برنامه نیاید بگوید ما آن موقع چه کار کردهایم. فقط به صورت کلی بگویند ما 8 سال کشور را بازسازی کردیم و الان هم میخواهیم مشکلات را حل بکنیم.
*وعدۀ حل مشکل قضایی برج ساز معروف توسط خاندان آقایهاشمی
آقای جلیل مکینهچی یکی از برج سازان و سرمایهداران معروف که سرمایههای خود را از ایران به دبی منتقل کرده، اخیراً یک ساختمان هفت طبقۀ گران قیمت (با نمای شیشهای آبی) واقع در خیابان شهید نجاتالهی را در اختیار ستاد انتخاباتی آقای هاشمی رفسنجانی قرار دادهاست.
گفتنی است که آقای جلیل مکینهچی با اخذ مجوز برجسازی از شهرداری تهران (در زمان تصدی آقای کرباسچی)، باغات متعددی را بر خلاف موازین قانونی تخریب نمود.
همچنین گفته میشود که نامبرده به دلیل پارهای از تخلفات، دارای یک پروندۀ قضایی قطور در قوۀ قضاییه است و فردی بنام قاضی موحد، مسؤل رسیدگی به پروندۀ مشارالیه میباشد.
بر همین اساس خاندان آقای رفسنجانی به مکینهچی قول مساعد دادهاند که در صورت حمایت مالی وی از ستاد انتخاباتی آقای هاشمی در انتخابات آتی و پیروزی ایشان، موضوع پرونده را پیگیری و مشکل قضایی وی را حل نمایند.
لازم به ذکر است که در حال حاضر آقای طه هاشمی و تعدادی از عالیجنابان قدرتطلب (اعضای حزب کارگزاران سازندگی)، به عنوان «ستاد امور استانهای آقای هاشمی رفسنجانی» در این ساختمان مستقر بوده و فعالیت مینمایند.
*استفاده از اموال عمومی و دولتی در ستاد انتخاباتیآقایهاشمی
بنا به گفتۀ یکی از نزدیکان ستاد آقا ی هاشمی رفسنجانی، آقای حسینی- یکی از مسؤلین اداری مالی نهاد ریاست جمهوری که بودجههای خارج از شمول قانون محاسبات عمومی در اختیار نامبرده میباشد - به عنوان مسئول مالی و پشتیبانی ستاد آقای هاشمی رفسنجانی، انتخاب شده است.
این انتصاب، ناظر سوء استفاده از امکانات، تجهیزات و بودجههای نهاد ریاست جمهوری به نفع ستاد آقای هاشمی رفسنجانی میباشد. شایان ذکر است بودجههای خارج از شمول
این انتصاب، ناظر بر سوء استفاده از امکانات، تجهیزات و بودجههای نهاد ریاست جمهوری به نفع ستاد انتخاباتی آقای هاشمی رفسنجانی میباشد.
همچنین در ادامۀ روند سوء استفادۀ مافیای ثروت و قدرت از امکانات دولتی در انتخابات، میتوان به حضور ده نفر از کارکنان زن مجمع تشخیص مصلحت نظام، در ستاد انتخاباتی آقای هاشمی اشاره کرد.
*ناوگان کشتیرانی مافیای ثروت و قدرت
همانطور که اشاره شد، خاندان آقای هاشمی از یک سو دارای نفوذ گستردهای در بنادر و گمرکات کشور بوده و از سوی دیگربرخی از شرکتهای خصوصی در زمینۀ سازههای دریایی را نیز در اختیار گرفتهاند. این امر سبب شده که افراد و نزدیکان این خاندان، حوزۀ فعالیت خود را در راستای تشکیل ناوگان دریایی و کشتیسازی گسترش دهند.
بدیهی است که یکی از کارکردهای کشتیسازی و تشکیل ناوگان دریایی، تسهیل امکان قاچاق میباشد. در ادامه به بعضی از این موارد قابل تأمل اشاره میگردد :
درصد از سهام شرکت «فراساحل» مربوط به آقای مهدی هاشمی (فرزند آقای هاشمی رفسنجانی) میباشد. این شرکت 30 در ابتدا به عنوان سازندۀ مصنوعات و سازههای دریایی، در قسمت جنوب غربی کشتیسازی بندرعباس فعالیت خود را آغاز کرد. اما پس از مدتی با توجه به نفوذ گستردۀ مهدی هاشمی در وزارت نفت (رئیس قبلی تأسیسات دریایی وزارت نفت و رئیس فعلی سازمان بهینهسازی مصرف سوخت)، بکار قاچاق سوخت دیزل با پوشش صادرات مازوت، سنگ، شن و ماسه مبادرت ورزید.
یکی از فرزندان آقای هاشمی رفسنجانی دو واحد از سکوی وابسته به شرکت صدرا را در اختیار دارد که اولی در جنب تجهیزات دریایی بوشهر و دومی درعسلویه پارس جنوبی واقع است.
از ناوگان فردوس که دارای ده فروندکشتی است، کشتیهای فردوس 1، 2 و 3 به آقای هاشمیان (خواهرزادۀ آقای هاشمی رفسنجانی) تعلق دارد. هرچند ناوگان فردوس با عنوان صیادی مشغول به فعالیت است، اما هاشمیان از این سه کشتی به همراه کشتی فارس در امر قاچاق کالا نیز استفاده میکند و شرکت در عملیات صیادی بعنوان پوشش آن محسوب میشود.
دکتر فاتحیان که از نزدیکان و افراد وابسته به خاندان آقای هاشمی رفسنجانی است، تعداد سه فروند کشتی به نامهای هانی، کسرا و ستارۀ جنوب را دراختیار دارد.
کشتی کاویان 2 متعلق به فردی به نام صرافزاده است که از مرتبطین و نزدیکان خاندان آقای هاشمی رفسنجانی محسوب میشود.
*توزیع موبایل ماهوارهای توسط ستاد انتخاباتی آقای هاشمی
در جریان انتخابات نهمً ستاد انتخاباتی آقای هاشمی رفسنجانی (شامل خاندان آقای هاشمی و اعضای حزب کارگزاران سازندگی)، تعداد 1000 خط موبایل ماهوارهای، خارج از شبکه دیتای کشور در بین ستادهای انتخاباتی خود در سراسر کشور توزیع نمود.
با توجه به هزینههای بالای تلفن ماهوارهای (مکالمۀ آن هر دقیقه حدود 5500 ریال) و قیمت خط و گوشی آن (حدود 000/000/11 ریال)، صرف این هزینهها– جدا از محل تأمین آن- این سؤال را در ذهن متبادر میسازد که براستی عالیجنابان مافیایی در تعقیب چه اهدافی میباشند؟
*خاندان آقای هاشمی و اسبهای گرانقیمت
اسب سواری یکی از ورزشهای مورد علاقۀ خانواده آقای هاشمی رفسنجانی است که در این زمینه هزینه و ریخت و پاشهای فراوانی انجام دادهاند.
اعضای خانواده آقای هاشمی اعم از برادر، خواهر، عمّه، عمو و فرزندان ایشان همه دارای اسبهای بسیار گرانقیمت هستند. از جمله یاسر هاشمی در چند سال گذشته اسبی را به مبلغ 000/000/200/3 ریال خریداری کرده که هماکنون 000/000/000/5 ریال ارزش آن میباشد. همچنین فائزه هاشمی نیز اسبی به ارزش 000/000/500/2 ریال را در اختیار دارد.
فائزه هاشمی به همراه کرباسچی و چند تن دیگر اقدام به تأسیس یک باشگاه سوارکاری در منطقه لواسان کردهاند و تعداد زیادی اسب گرانقیمت در آنجا نگهداری میشود. مردم منطقه با ابراز نارضایتی نسبت به اینگونه اقدامات، رفتار فائزه هاشمی را با فرح و اشرف پهلوی مقایسه می کنند.
هزینۀ نگهداری این اسبها (مواد غذایی، دارویی و...) روزانه بالغ بر 000/000/10 ریال میباشد. برای مثال روزانه در برنامه غذایی اسبها مقدار زیادی هندوانه وجود داردکه هزینۀ آن در حدود 000/100 تومان در روز میباشد.
*دریافت وام با استفاده از نفوذ در دفتر ریاست جمهوری
آقای یاسر هاشمی (رئیس وقت فدراسیون اسب سواری و مشاور آقای فروزش در وزارت جهاد سازندگی) در سال 1375 با استفاده از نفوذ برادرش محسن هاشمی (رئیس دفتر رئیس جمهوری وقت) اقدام به دریافت 000/000/500/1 ریال وام، خارج از ضابطه و بدون طی مراحل قانونی از محل تنخواه طرحهای عمرانی وزارت جهاد سازندگی سابق مینماید .
وی همچنین در تاریخ 21/5/75 مبلغ 000/400 دلار ارز از وزرات جهاد سازندگی (بدون انجام مراحل قانونی ثبت سفارش وگشایش اعتبار) دریافت میکند. گفته میشود که مبلغ ذکر شده جهت وارد نمودن اسب از روسیه (برای فدراسیون اسبسواری) پرداخت گردیده بود. اما پیگیریها نشان میدهد که در سالهای بعد، این اقدام هیچگاه صورت نگرفته و اسبی از روسیه وارد ایران نشده است.
*زمینخواری به روش زورگیری
چندی پیش یاسر هاشمی سعی کرد با اعمال نفوذ، تهدید، ارعاب و زورگیری مرتعی به نام سرین دارکیا، به مساحت 000/000/4 مترمربع را واقع در روستای امامه فشم و میگون تصاحب نماید.
این مرتع متعلق به یک دامدار بوده که به همراه برادرش تعداد 1500 رأس گوسفند را در آن نگهداری میکردند و به شدت با واگذاری آن به یاسر هاشمی مخالف بودند. در همین راستا یاسر هاشمی ضمن تهدید فرد مذبور به وی میگوید :
از این مرتع دست بکش که من میخواهم آن را از دولت بگیرم.
*مشارکت تجاری با عمّهخانم
خانم فائزه هاشمی با همکاری عمّهخانم خود (سرکارخانم بهرمانی) که حدود 70 سال سن دارد، زمینی به مساحت 000/000/30 مترمربع (000/3 هکتار) در سیمین دشت فیروزکوه را برای باشگاه سوارکاری و پرورش اسب به مبلغ 000/000/000/45 ریال خریداری کردهاست.
لازم به ذکر است که بیشتر سرمایهگذاری خانم بهرمانی در زمینۀ تجارت نفت میباشد، وی از شرکای تجاری عمدۀ فائزه هاشمی محسوب میشود.
*سازمان امداد جهانگردی در اختیار خاندان آقای هاشمی
یاسر هاشمی(فرزند آقای هاشمی رفسنجانی) اقدام به تأسیس سازمانی تحت عنوان «امداد جهانگردی» نمودهاست که یکی از وظایف آن- با توجه به قرارداد فیمابین این سازمان و شرکت ایران خودرو- تعمیر و راه اندازی خودروها در جادههای کشور میباشد.
سازمان مذکور در ازای تولید هر دستگاه خودرو توسط شرکت ایران خودرو، مبلغ 000/40 ریال بابت ارائۀ خدمات و سرویس دریافت مینماید. این رقم جدای از مبالغ قابل توجهی است که در هنگام ارائۀ خدمات و در جاده دریافت میشود.
با توجه به حجم بالای تولیدات شرکت ایران خودرو (تولید سالیانه بیش از 400 هزار دستگاه) سود سالیانۀ سازمان فوق بابت ارائۀ این خدمات، رقم قابل توجهی خواهد بود که با یک محاسبۀ نه چندان سرانگشتی بدست خواهد آمد :
000/400 (حجم تولیدات ایران خودرو در سال) × 000/40(رقم دریافتی سازمان برای هر خودرو) =
ساخت حوضچه در یایی
یاسر هاشمی با راهاندازی یک شرکت، اقدام به ساخت یک حوضچۀ تعمیرات دریایی در بوشهر نمودهاست که هزینۀ ساخت این مکان در حدود 000/000/000/30 ریال تخمین زده میشود.
نکتۀ قابل تأمل این است که در نزدیکی محل این حوضچه، دو حوضچۀ تعمیرات دریایی دیگر متعلق به نیروی دریایی ارتش وجود دارد.
نیروی دریایی برای جلوگیری از فعالیت موازی و عدم تحمیل هزینۀ مجدد، برای احداث حوضچه توسط یاسر هاشمی، پیشنهاد اجاره دادن آنها را به وی داده بود که مورد قبول نامبرده واقع نگردیدهاست.
راهاندازی حوضچۀ دریاییِ جداگانه، ناظر بر سرویسدهی به ناوگان حمل کالاهای قاچاق میباشد.
*همه با هم کار برای یک نفر
ستاد انتخاباتی آقای هاشمی رفسنجانی در راستای دستیابی به اهداف خود و پیروزی در انتخابات نهم ریاست جمهوری از امکانات دولتی برای تبلیغات استفاده کردند.
در همین راستا یاسر هاشمی(فرزند آقای رفسنجانی) اقدام به بهرهبرداری از ساختمانی متعلق به مجمع تشخیص مصلحت نظام- واقع در خیابان نیاوران- برای راه اندازی یکی از ستاد های انتخاباتی نمود.
اما در ادامه این اقدامات مافیای ثروت و قدرت پا را از این نیز فراتر نهاده و استفاده از امکانات دولتی جهت تخریب و جوسازی علیه سایر کاندیداها و منحرفکردن اذهان عمومی را آغاز کردند.
در همین زمینه ستاد انتخاباتی آقای هاشمی رفسنجانی از یک ساختمان متعلق به وزارت نفت برای تشکیل جلسات پنهانی یکی از ستادهای جنگ روانی خود به منظور خبر سازی و پخش شایعه استفاده کرد.
گشت نامحسوس/
*ایجاد نزاع در جناحهای سیاسی و حذف جناح چپ
با آغاز دورۀ به اصطلاح سازندگی و اجرای سیاستهای تعدیل اقتصادی، مخالفتهای شدیدی از سوی جریان چپ و مجمع روحانیون مبارز، متوجه سیاستگذاران تعدیل اقتصادی گردید.
از این رو عالیجنابان قدرتطلب، از طریق وزارت کشور- که آقای عطریانفر هم یکی از دستاندرکاران آن بود- به حذف 90 نفر از نیروهای جریان چپ مبادرت ورزیدند. این اقدام باعث نزاع در میان جناحهای سیاسی و حذف و انزوای جناح چپ شد.
*رانتخواری و فعالیتهای ربوی آقای عطریانفر
آقای عطریانفر و همفکرانشان در اوایل دهۀ 70 و در زمان تصدی کرباسچی بر شهرداری تهران، تصمیم گرفتند به منظور ایجاد پوشش و قانونگریزی، بدست آوردن ثروت بیشتر و دستیابی به سایر اهداف مورد نظر، یک مؤسسۀ فرهنگی بنام «آفتابگردان» تأسیس نمایند.
بر همین اساس وی با تشکیل هیأت مدیرهای از نزدیکان خود، مؤسسۀ آفتابگردان را در تاریخ 72/1/13 تأسیس نمود که در صورتجلسۀ هیأت مدیره، آقای عطریانفر به عنوان رئیس هیأت مدیره و نمایندۀ مؤسسه معرفیمیشود.
هرچند این مؤسسه از زمان تشکیل و با استفاده از نفوذ عالیجنبان قدرتطلب در دستگاههای دولتی و پستهای اقتصادی، به شیوههای مختلف از اموال دولتی ارتزاق میکرد و اعضای هیأت مدیره نیز در نامهنگاریهای خود آن را وابسته به شهرداری معرفی مینمودند، اما مؤسسۀ آفتابگردان یک شرکت سهامی خاص (غیر دولتی) محسوب میشد.
بنابراین در راستای اهداف ذکر شده، اعضاء هیأت مدیره و مؤسسۀ خصوصی آفتابگردان اقدام به جذب بودجههای دولتی به شکلهای غیرقانونی نمودند که به بعضی از آنها اشاره میشود:
1) آقای کرباسچی در پی تبانی صورتگرفته با عطریانفر، طی دو نامه در تاریخهای 29/5/75 و 4/2/75 به معاونت اجرایی ریاست جمهوری وقت، آقای محمد هاشمی (برادر آقای هاشمی رفسنجانی)، مبلغ 000/000/12 دلار جهت تهیۀ ماشینآلات چاپ و مواد مصرفی، دریافت مینماید که تمامی آن جهت احداث چاپخانه مؤسسۀ خصوصی آفتابگردان و خرید وسایل مورد نیاز، استفاده گردید.
پس از مدتی دستگاههای چاپ مؤسسۀ آفتابگردان که به قیمت 000/000/730/3 ریال خریداری شدهبود، در توافق صورتگرفته بین عطریانفر و کرباسچی- با وجود مستعمل بودن- در تاریخ 26/5/76 به قیمت 000/000/700/5 ریال به مؤسسۀ همشهری (وابسته به شهرداری تهران) فروخته میشود.
2) در پی دریافت مبلغ 000/000/000/20 ریال وام توسط شهرداری تهران در زمان ریاست آقای کرباسچی از ستاد مبارزه با مواد مخدر (به ریاست یکی از افراد خاندان آقای هاشمی رفسنجانی) مبلغ 000/000/000/10 ریال از این وام بدون هیچ ضابطهای و به شکل کاملاً غیر قانونی در اختیار مؤسسۀ خصوصی آفتابگردان قرار میگیرد.
3) انجام فعالیتهای ربوی در پوشش مؤسسه آفتابگردان:
پس از دریافت مبلغ ذکر شده از ستاد مبارزه با مواد مخدر، آقای عطریانفر- بهعنوان رئیس هیأت مدیرۀ مؤسسۀ خصوصی آفتابگردان- از آقای خادمی (مسؤول دفتر ویژۀ آقای کرباسچی) میخواهد تا از بین شرکتهای طرف قرارداد با شهرداری، برجسازان و یا شرکتهای تابعۀ شهرداری، یک مورد مناسب جهت انجام معاملۀ ربوی انتخاب کند. در همین راستا آقای خادمی با میانجیگری آقای عبدالغفاری (مدیرعامل شرکت واحد یدک)، شرکت فیلتر البرز (از شرکتهای طرف قرارداد با شرکت اتوبوسرانی) را معرفی مینماید.
بدین ترتیب قراردادی فیمابین مؤسسۀ آفتابگردان و فیلتر البرز تنظیم میگردد و در آن به صراحت قید میشود که مبلغ 10/000/000/000ریال به مدت شش ماه در اختیار شرکت فیلتر البرز قرار گرفته و پس از 6 ماه علاوه بر اصل پول مبلغ 000/000/000/5 ریال به عنوان بهره (ربا)، توسط شرکت فوق پرداخت گردد. در این قرارداد شرکت اتوبوسرانی تهران به عنوان ناظر تعیین میگردد.
با پایان یافتن مهلت مقرر، آقای خادمی به دستور عطریانفر برای دریافت اصل و بهره مذکور به شرکت فیلتر البرز مراجعه مینماید که شرکت فوق به دلیل عدم توانایی پرداخت تمامی وجه مورد نظر (اصل و بهره)، اعلام ورشکستگی میکند. از این رو شرکت، بخشی از پول را بصورت اقساط پرداخت می کند.
4) بستن قرارداد مضاربهای در زمینه صادرات و واردات در پوشش مؤسسۀ آفتابگردان:«
با وجود اینکه اعضای هیأت مدیرۀ آفتابگردان از جمله آقای عطریانفر، در زمانهای استفاده از اعتبارات دولتی، مدعی بودند که این مؤسسه دولتی و وابسته به مؤسسه همشهری (وابسته به شهرداری) است، اما در خیلی از موارد نیز با عنوان یک مؤسسۀ خصوصی دست به معامله میزدند.
برای مثال اسناد موجود حکایت از آن دارد که اعضاء مؤسسۀ آفتابگردان با عنوان یک شرکت خصوصی، مبادرت به امضاء قرارداد مضاربهای جهت صادرات و واردات و خرید و فروش کالا با خود مؤسسۀ همشهری نمودهاند
5) در تاریخ 25/12/75 یک ساختمان به ارزش 000/000/950/3 ریال واقع در خیابان فرمانیه، از بودجۀ شهرداری منطقه یک و به دستورآقای کرباسچی برای مؤسسۀ خصوصی آفتابگردان خریداری میشود.
6) یک ملک به ارزش 000/000/500/4 ریال متعلق به شهرداری تهران و واقع در جاده کرج توسط کرباسچی به مؤسسۀ آفتابگردان واگذار میگردد. اما پس از مدتی همین ملک از طرف مؤسسۀ آفتابگردان با قیمت مذکور به شهرداری فروخته میشود.
7) دریافت غیر قانونی مبلغ 000/000/900/9 ریال از بودجۀ شهرداری تهران (در زمان ریاست آقای کرباسچی) و هزینه کردن آن در مؤسسۀ آفتابگردان تحت عناوین مختلف.
8) اهداء غیرقانونی 222 قلم کالا از اموال شهرداری تهران توسط کرباسچی به مؤسسۀ آفتابگردان.
وضعیت کنونی آقای عطریانفر
در حال حاضر آقای عطریانفر یکی از عناصر فعال ستاد انتخاباتی اصلاحطلبان حامی میرحسین موسوی میباشد و از وظایف محوله به ایشان میتوان به اقدامات تبلیغاتی برای تخریب رقیبان اشاره داشت.
عالیجنابان قدرتطلب با تشکیل یک دایرۀ بستۀ 500 نفری (یکی از عناصر وابسته به عالیجنابان قدرتطلب میگوید ما یک جمع 500 نفری هستیم که هر دولتی روی کار بیاید لاجرم مجبور خواهد بود از ما استفاده کند.) - بویژه در بخشهای تجارت ، صنعت و انرژی- چرخۀ مدیریت کشور را به صورت کاملاً انحصاری در اختیار گرفته بودند و لذا هیچگونه تحولی را برنمیتابند.
اکنون با معرفی حسین مرعشی، زوایای دیگری از محفل «زر»، «زور» و «تزویر» را نمایان خواهیم ساخت.
با امید به اینکه مورد توجه و آگاهی بخشی مردم عزیزمان قرار گیرد.
آقای سید حسین مرعشی متولد 1337 رفسنجان فرزند سید محمد تقی دارای تحصیلات لیسانس اقتصاد و از وابستگان همسر آقای هاشمی رفسنجانی میباشد. وی به علت این قرابت، در کارنامۀ خود، معاونت سیاسی استانداری کرمان، استاندار کرمان و رئیس دفتر رئیس جمهوری را به ثبت رسانده و در دولت آقای خاتمی نیز با اعمال نفوذ خاندان آقای هاشمی در سمت ریاست سازمان میراث فرهنگی و جهانگردی مشغول به کار بود.
از زمان ریاست ایشان بر سازمان میراث فرهنگی، آقای یاسر هاشمی(پسر آقای هاشمی رفسنجانی) فعالیت خود را جهت قاچاق اشیاء عتیقه گسترش داده است.
*اعمال نفوذ حزبی عالیجنابان در شهرداری
با شروع سیاست بلندمرتبهسازی از سوی شهرداری تهران (در زمان تصدی آقای کرباسچی) آقای یوسفی که یکی از برجسازان وقت به حساب میآمد، برای تغییر کاربری باغات و خرید تراکم از شهرداری – همانند سایر برجسازان – به یک حامی قدرتمند و با نفوذ نیاز داشت. از این رو با واگذاری یک ملک بسیار مرغوب به آقای حسین مرعشی (یکی از افراد خاندان هاشمی و از اعضاء مافیای ثروت و قدرت ) سعی نمود موانع خود را مرتفع ساخته و منافع بیشماری را کسب نماید.
آقای حسین مرعشی (قائم مقام آقای کرباسچی در حزب کارگزاران سازندگی) که در آن زمان مسئولیت دفتر رئیس جمهور وقت (آقای هاشمی رفسنجانی) را عهدهدار بود، در توصیه نامهای به شهرداری منطقۀ دو، خواستار حل مشکلات (تغییر کاربری دهها باغ که برابر قانون تخریب و مرتفع سازی در آنها ممنوع بود) آقای یوسفی میگردد.
در پی اعمال نفوذ آقای مرعشی، شهردار منطقۀ دو نیز تغییر کاربری باغات و اختصاص تراکم به آقای یوسفی را مشروط به واگذاری املاک معیّن اعلام میدارد که متعاقباً آقای یوسفی نیز ملک مورد نظر را به آقای مرعشی واگذار مینماید. بر این اساس یکی از مدیران شهرداری منطقۀ دو (آقای برهانی)، از آقای یوسفی میخواهد که ملکی با پلاک ثبتی 977 اصلی و 5889 فرعی و به متراژ 1100 متر واقع در ونک – بدون پرداخت هیچ وجهی- را به اعضاء خانواده آقای مرعشی به ترتیب ذیل واگذار نماید:
- خانم فریده هاشمی نژاد(همسر)
- طاهره، سید محمد تقی، سید علی، سید محمد مرعشی(فرزندان)
گفتنی است آقای مرعشی در آن زمان مبلغ 000/000/25 ریال (معادل 5/2 میلیون تومان) بابت ملک فوق پرداخت نموده اما در حال حاضر این ملک ارزشی بیش از 000/000/000/20 میلیارد ریال را دارد.
از آنجا که آقای یوسفی یکی از شرکا و سهامداران اصلی شرکت شایگان بوده، بخشی از هزینههای متحمل شده به خود (از جمله ملک فوق) را در لیست هزینهکردهای شرکت شایگان منظور مینماید.
لازم به توضیح است که شرکت شایگان متعلق به داریوش شایگان میباشد که همزمان با پیروزی انقلاب، به دلیل داشتن وابستگی به جریان فراماسونری و موضعگیری های ضد انقلابیاش به خارج از کشور متواری میگردد.
* اعمال قدرت برای تبدیل اراضی منابع طبیعی به ویلا
آقای محمد هاشمی (برادر آقای هاشمی رفسنجانی) با استفاده از نفوذ و قدرت خود در سال 1380، چندین هکتار از اراضی منابع ملی پلاک 24 اصلی، موسوم به لالانِ شهرستان شمیرانات (واقع در فشم) متعلق به اراضی منابع طبیعی را تصرف مینماید.
1) مدیرکل منابع طبیعی استان تهران ( غلامعباس عبدینژاد) در تاریخ 26/4/83 طی نامۀ شمارۀ 11697/67 خطاب به دفترخانۀ اسناد رسمی شمارۀ 539 تهران، درخواست نموده تا نسبت به ثبت و انتقال قطعی 12450 مترمربع از اراضی منابعملی پلاک 24 موسوم به لالان، با استناد به مجوز شماره 5/2321 صادره در تاریخ 7/3/80 از ریاست سازمان جنگلها و مراتع کشور، به محمد هاشمی اقدام نماید.
آقای محمد هاشمی قبل از انتقال سند فوق، اقدام به فروش یا انجام قراردادهای صوری جهت انتقال سند قسمتهای دیگری از ملک تصرفشده به نام نزدیکان خود نموده است.
2) محمد هاشمی (قبل از اقدامات ذکر شده در بند 1) اقدام به تأسیس شرکت «کوثر پارس» به شماره ثبت 202662 به نام حمید رضا نظری (برادر خانم وی) ، فرزند محمد، متولد 1345، به شماره شناسنامۀ 1342 ، نموده که چند هزار متر از شش دانگ قطعۀ یک، به مساحت 492295 مترمربع اراضی پلاک 1066 فرعی و 24 اصلی را با نام این شرکت به ثبت میرساند.
3) مجتمع فرهنگی روشنگران متعلق به محمد هاشمی در تاریخ 11/10/1381 قطعه زمینی به مساحت 562 مترمربع از زمین متعلق به پلاک 24 اصلی لالان(فشم) را به خانمی به نام طاهره گلکار فروخته است.
لازم به ذکر است آقای محمد هاشمی در بخشی از متصرفات مذکور اقدام به ساخت دو مجتمع ویلایی فدک و ریحانه نموده که تاکنون حدود 18 واحد آن آماده و هر واحد به مبلغ 000/000/800/2 الی 000/000/000/3 ریال فروخته شده است. دفتر فروش این ویلاها در دفترچهای در مورد آنها آورده است: ... در حال حاضر 18 واحد ویلایی مستقل با متراژهایی از 150 تا 350 مترمربع بنا و زمین از 400 تا 2250 مترمربع میباشد.
هر واحد ویلایی دارای شوفاژخانه مستقل، سرایداری، دو انشعاب آب، یک انشعاب برق و یک خط تلفن بوده و شهرک نیز دارای نگهبانی و جاده اختصاصی میباشد.بایک حساب سرانگشتی ساده میتوان به این موضوع پی بردکه تنهاازفروش 18واحدویلایی فوق مبلغ 000/000/000/54 ریال سود عاید محمد هاشمی گردیدهاست.
* سازمان بهینهسازی مصرف سوخت و خاندان آقای هاشمی
سازمان بهینهسازی مصرف سوخت، تحت سیطرۀ کامل مافیای قدرت و ثروت قرار دارد. اینان از این طریق علاوه بر کسب درآمدهای هنگفت، اقدامات مورد نظر خود را در پوشش این سازمان ساماندهی و پشتیبانی مالی مینمایند.
در حال حاضر امتیاز ساخت، تعمیر و نگهداری و واگذاری مراکز توزیع CNG (گاز فشرده طبیعی) از طریق این سازمان در اختیار اعضاء این خاندان قرار گرفتهاست.خاندان آقای هاشمی با استفاده از این رانت 100 نشریۀ محلی و استانی را بین 000/000/4 تا 000/000/7 ریال و چند روزنامۀ سراسری را به میزان 000/000/000/1 پشتیبانی مالی مینمایندتا آنان درجهت سیاستهای مافیای ثروت و قدرت، افکار عمومی را شکل دهند.
* وجوهات بنیاد بیماریهای خاص در خدمت انتخابات
اسناد موجود در بنیاد بیماریهای خاص حاکی از آن است که در سال 1374 مبلغ000/000/000/2 ریال از وجوهات بنیاد بیماریهای خاص، تحت مسئولیت خانم فاطمه هاشمی (دختر آقای هاشمی رفسنجانی)، توسط آقای آشوری در اختیار ستاد انتخاباتی کارگزاران قرار گرفتهاست. با توجه به شرایط موجود سوء استفاده مالی از محل وجوهات بنیاد بیماریهای خاص در انتخابات آتی متصور میباشد.
* تبانی خانوادۀ هاشمی در قراردادهای نفتی خارجی
نامۀ افشاگرانۀ مدیر مستعفی شرکت استات اویل یکی از موارد رشوهگیری خانوادۀ هاشمی در قراردادهای نفتی است. آقای هوبارت ( مدیر مستعفی) طی نامهای به هیئت مدیرۀ شرکت مزبور، پرداخت سالیانه 000/500/1 دلار به مدت 10 سال به آقای مهدی هاشمی (پسر آقای هاشمی رفسنجانی) را به عنوان پورسانت تشریح کردهاست.
* اعمال نفوذ مافیای ثروت و قدرت در شهرداری
درپی درخواست صدور مجوز فروش برای باغی به وسعت 2270 مترمربع جنب پارک جمشیدیه، از طرف مالک آن (خانم فرزین)، با تبانی صورت گرفته بین آقای علی هاشمی(برادرزادۀ آقای هاشمی رفسنجانی) و کرباسچی( شهردار وقت تهران) به بهانۀ طرح گسترش پارک جمشیدیه، این مجوز صادر نگردید و با تحت فشار قرار دادن و تهدید و ارعاب وی از طرف شهرداری ، علی هاشمی به عنوان نماینده شهرداری، ملک فوق را به نام مریم هاشمینژاد کشکویی(همسر وی)، به مبلغ ناچیز 90 میلیون تومان خریداری نمود و با رفع موانع فروش و عوامل کاهش دهندۀ قیمت، آنرا پس از چند ماه به مبلغ 000/000/900/1 ریال به فروش رساند.
علی هاشمی بابت ملغی شدن طرح عظیم گسترش پارک جمشیدیه که زمین فوق راکاملاً دربر میگرفت ومانع اصلی فروش آن محسوب میشد و منتفی شدن طرح تعریض خیابان جمشیدیه که درآن پانصدمتر ازباغ فوق برای عبورمسیل درنظرگرفته شده بودمبلغ 000/000/350 ریال به عنوان رشوه و حق السهم به کرباسچی (شهردار وقت تهران) پرداخت نمود.
اجرای سیاستهای غلط اقتصادی در دولت موسوم به سازندگی، پیامدهای زیانباری را به کشور تحمیل کرد. شکاف طبقاتی و ایجاد فاصلۀ بین طبقۀ ثروتمند و کم درآمد از آن جمله است. در طی این سالها متأسفانه این فاصله به نسبت 70 به 1 رسیده است. بدین ترتیب که چنانچه یک فرد ثروتمند 000/700 ریال درآمد کسب میکرد در مقابل یک فرد کم درآمد 000/10 ریال درآمد میداشت.
2.روند شکلگیری مافیای ثروت و قدرت
پیشتر ذکر گردید که یک جریان مافیایی پیچیده در ایران شکل گرفته است که خاندان آقای هاشمی رفسنجانی در راهبری آن نقش بسیار مهم و بسزایی را ایفاء مینمایند. در ادامه روند شکلگیری این جریان مافیایی بازشناسی میگردد.
شرایط اضطرار در زمان جنگ، تمرکز دولتی را در چرخه اقتصادی بوجود آورده بود. از این رو پایان یافتن جنگ و منتفی شدن شرایط اضطرار، آزادسازی اقتصادی را مورد توجه قرار میداد.شرایط جدید در عرصه اقتصاد، برخی از مدیران دولتی و خانوادۀ معدودی از مسئولین را از رانتهای اقتصادی بهرهمند ساخت که در این میان خاندان آقای هاشمی رفسنجانی – به دلایل متعدد – بیش از دیگران ، از رهاورد مذکور منتفع گردیدند.
اما این پایان کار نبود، بلکه تنها یک آغاز بود. رانتخواران در عرصه قدرت و سیاست با یکدیگر پیوند خوردند که نتیجه آن جریان مافیایی موسوم به کارگزاران را به منصه ظهور رسانید.
این جریان با پشت سر گذاردن چند سال طلایی ، قانونی ساختن رانتخواری و تداوم آن را مد نظر قرار داد.
بر این اساس تصمیم گرفتند از یک سو در مرکز قانونگذاری حضوری پررنگ و فعال داشته باشند و از سوی دیگر با استمرار بخشیدن به ریاست جمهوری آقای هاشمی – به زعم خود – روزهای پرفروغتری را به نظاره بنشینند.
اعلام موجودیت کارگزاران سازندگی در آستانه پنجمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی ناظر بر عملیاتی ساختن اهداف موصوف بود. ناکام ماندن مافیای ثروت و قدرت در هر دو صحنه مذکور باعث گردید که شرایط جدیدی را پدید آورند که با مقتضیات سیاسی آنان همخوانی نداشت.
اکنون این جریان مافیایی، با از دست دادن برخی از کانونهای رانتخیز، موجودیت، حصول ثروت و توسعه قدرت خود را در خطر میبینند. از این رو سعی دارند با تاثیر گذاری در انتخابات آینده و حمایت از کاندیدایی که اهداف آنها را محقق میکند دوباره سفرهی بهرهمندی های بی حساب خود و اطرافیانشان را پهن نمایند.
* منطقۀ آزاد کیش در اختیار خاندان آقای هاشمی
بر اساس اسناد موجود، حدود 000/200 مترمربع (حداقل) از گرانترین زمینهای منطقۀ آزاد تجاری کیش در اختیار فرزندان و نزدیکان آقای هاشمی رفسنجانی است و آنها سرمایهگذاریهای کلانی در این منطقه انجام دادهاند.
بطورکلی این باند خود را مالک و ارباب کیش دانسته و نبض اقتصادی این منطقه را در اختیار گرفتهاند. بگونهای که افراد خارجی که برای سرمایهگذاری به کیش رفت و آمد میکنند، ناچارند مبالغ قابل توجهی پورسانت به عناوین مختلف مانند کمک به امور خیریه و ... به فرزندان آقای هاشمی بپردازند.
این جریان مافیایی در ادامۀ فعالیتهای خود اقدام به تأسیس یک باند هواپیمای خصوصی در کیش نمودهاست تا از این طریق کالاهای خود را مستقیماً وارد کشور نمایند.
* بذل و بخشش از اموال عمومی
بر اساس اسناد موجود، آقای محمد هاشمی (برادر آقای هاشمی رفسنجانی) هر ساله مبالغی از بودجۀ ریاست جمهوری را جهت کمک به افراد مورد نظر خود دریافت کردهاست.
در همین راستا وی لیستی 30 صفحهای از افرادی که مدعی بوده در سال 1383 به آنها سکۀ بهار آزادی و پول هدیه داده را به معاونت اداری مالی نهاد ریاست جمهوری تحویل دادهاست. گفته میشود که بیشتر موارد ذکر شده در لیست فوق ساختگی میباشد.
* سفر به مکه با هواپیمای اختصاصی
محمد هاشمی (برادر آقای هاشمی رفسنجانی) و خانواده به همراه مهدی هاشمی (فرزند آقای هاشمی رفسنجانی) و خانواده و همچنین خانواده مرعشی در ایام عید نوروز سال 1384 با یک هواپیمای اختصاصی به مکۀ مکرمه مسافرت نمودند.
این در حالی است که مردم عادی برای عزیمت به مکه و زیارت خانه خدا باید ماهها در نوبت قرار گیرند.
* فعالیت اقتصادی فائزه هاشمی در کانادا
یکی از نزدیکان خانم فائزه هاشمی (دختر آقای هاشمی رفسنجانی) در مورد فعالیت اقتصادی وی در کانادا میگوید :
فائزه (هاشمی) در کانادا دارای یکی از بزرگترین و مجهزترین شرکتهای ساختمانی است که در مناطق جنگلی اقدام به ساخت ویلاهای بسیار شیک مینماید.
فرد مورد نظر در ادامه میافزاید :
در کنار این کار فائزه (هاشمی) با انتقال نقشههای ساختمانی به سبک اروپایی و آمریکایی به ایران، سود زیادی عایدش میشود.
وی همچنین اظهار میدارد :
فائزه (هاشمی) علاوه براین دارای یک شرکت بازرگانی فعال در امر صادرات و واردات بوده که با همکاری باند مافیای صادرات لوازم آرایشی در جهان، اقدام به تجارت و سرمایهگذاری در این زمینه مینماید.
* کسب سود میلیاردی با زد و بند مافیایی
آقای محمد هاشمی (برادر آقای هاشمی رفسنجانی) در تاریخ 3/4/1376 موفق شد با استفاده از نفوذ و اعمال نظر مستقیم و خلاف قانون آقای کرباسچی (شهردار وقت تهران) در کمیسیون مادۀ 7، رأی صادرۀ این کمیسیون در سال 1365 مبنی بر «باغ بودن» یکی از املاک خود به مساحت 2283 مترمربع را باطل و رأی جدید مبنی بر «غیر باغ» بودن آن دریافت نماید.
لازم به ذکر است ملک مذکور با پلاک ثبتی 3/838 (به آدرس خیابان شهید باهنر، خیابان محمودی، اسفندیاری) بصورت صوری بنام خدیجه نظری (همسر محمد هاشمی) و فرزندان محمد هاشمی ثبت شده بود.
پس از صدور این رأی، ملک فوق با کمک آقای کرباسچی مورد تفکیک قرار گرفت که در این مرحله نیز با مساعدت و دخالت غیر قانونی آقای کرباسچی، قرار شد بجای دریافت مبلغ 000/000/400 ریال بابت تفکیک از طرف شهرداری، مبلغ ناچیز 000/000/120 ریال دریافت شود (یعنی 000/000/280 ریال تخفیف) که ظاهراً در مراحل بعدی و با تبانیهای صورت گرفته، همین مقدار نیز در نهایت پرداخت نشدهاست.
براساس اظهار نظر کارشناسان پس از این اقدامات غیر قانونی، ارزش افزوده ملک مذکور بالغ بر چند میلیارد ریال شدهاست که فقط از این منظر سودی در حدود 000/000/000/5 ریال عاید آقای محمد هاشمی گردیدهاست.
* نفوذ گستردۀ و انحصاری مافیای ثروت در صنایع هوایی
یکی دیگر از حوزههای فعالیت اعضای خانوادۀ آقای هاشمی رفسنجانی، شرکتهای هواپیمایی میباشد.
بدین ترتیب که این گروه در کلیۀ شرکتهای هواپیمایی دارای نفوذ گسترده بوده و حتی در بعضی موارد، بخشهایی را بصورت انحصاری در اختیار گرفتهاند.
علاوه بر این فرزندان آقای هاشمی، خرید و فروش صنایع هواپیمایی در چندین کشور را برعهده دارند و از این دلالیها سودهایی با ارقام نجومی عایدشان میشود.
*اعمال نفوذ محمد هاشمی در دانشگاه کرمان
بر اساس اسناد موجود، دختر آقای محمد هاشمی (برادر آقای هاشمی رفسنجانی) پس از قبولی در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه کرمان، با اعمال نفوذ محمد هاشمی و پرداخت 000/000/40 ریال جهت ادامۀ تحصیل، پروندۀ خود را از دانشگاه کرمان به دانشگاه امیرکبیر منتقل نموده است.
دولت موسوم به سازندگی با برآوردی غلط از وضعیت کشور و استقراض لجام گسیختۀ خارجی، بدهی کشور را به 000/000/000/40 دلار رسانید که متأسفانه پیامدهای آن متوجه قشر کم درآمد جامعه گردید.
3.سیطرۀ مافیای ثروت و قدرت
ایجاد سیطره بر شریانهای حیاتی کشور، یکی از اهداف مهم گروههای مافیایی است. این سیطره از یک طرف دولت را مجبور میکند تا در چارچوب منافع مافیا عمل نماید و از طرف دیگر این توانایی را به گروههای مافیایی میبخشد تا هرگونه اقدام مخالف منافع خود را با شوکهای ویرانگر پاسخ دهند.
بخش صنعت، گردش پول، بخش انرژی، صادرات و واردات کالا، بخش مسکن و... از مهمترین شریانهای حیاتی یک کشور محسوب میگردند. بر این اساس ، مافیای ثروت و قدرت کوشیدهاند تا سیطرۀ خود را بر شریانهای ذکر شده بیش از پیش تقویت نمایند.
متأسفانه این سیطره، دولت آقای سید محمد خاتمی را در مسیری قرار داد که در پایان عمر هشت سالۀ خویش، انبوهی از مطالبات بدون پاسخ مردم - بویژه نسل جوان - را در مقابل خود مشاهده میکند.
* شهرداری تهران در انحصار مافیای ثروت و قدرت
پس از بر سر کار آمدن دولت سازندگی و دستیابی باند مافیای ثروت و قدرت به مناصب اقتصادی واجرایی، با انتصاب غلامحسین کرباسچی به سمت شهردار تهران، حوزۀ نفوذ این باند به کلان شهر تهران نیزکشیده شد و این جریان بیش از پیش به سوءاستفاده از اموال عمومی ادامه داد. پیشتر به گوشۀ کوچکی از این دستاندازی به اموال عمومی اشاره شد. از جمله :
1) بهرهگیری از اموال شهرداری جهت منافع حزبی و شخصی.
2) تغییر طرحهای بزرگ شهر تهران جهت منافع شخصی.
در ادامۀ همین روند، موارد زیر نیز قابل توجه میباشد.
الف) تغییرمسیر بزرگراه نیاوران جهت کسب ثروت منافع حزبی
در سال 71 مطالعات مربوط به ادامۀ بزرگراه نیاوران در دستور کار شهرداری تهران قرار میگیرد و در تاریخ 9/9/71 از سوی مهندسین مشاور معاونت فنی شهرداری، ادامه بزرگراه نیاوران از مسیر خیابان شهید سید کاظم موسوی شروع و در امتداد خیابان پاسداران تا پارک نیاوران مشخص و تصویب میشود.
در همین زمان مشخص میشود که ملکی به مساحت حدود 000/10 متر در حاشیۀ خیابان پاسداران (نارنجستان دوم)، متعلق به آقایان کرباسچی (بنام همسرش خیرالنساء عسگریان)، عبدا...نوری (بنام پسرش محسن نوری) و فرزندان آقای هاشمی رفسنجانی (مهدی، محسن و فاطمه) در طرح مذکور قرار گرفته است.
آنان متوجه میشوند که با وجود طرح مذکور قادر به هیچ کاری بر روی ملک فوق نیستند. لذا به دستور کرباسچی در تاریخ 4/6/72 طرح مذکور از مسیری که زمینهای افراد فوق را در بر می گرفت، حذف و به جای آن یک مسیر غیرکارشناسی و معوج (پیچ در پیچ) تصویب میگردد.
متعاقب این کار توسط شهرداری، دستور تفکیک ملک فوق (بدون پرداخت هیچگونه هزینهای) صادر گردیده و با تغییر کاربری آن به اراضی مسکونی، منافع سرشاری عاید افراد فوقالذکر میگردد.
از میان شرکاء فقط محسن هاشمی اقدام به ساخت منزل در آنجا نمودهاست. ضمناً تغییر مسیر بزرگراه نیاوران، محدودۀ ذکر شده را به یکی از مهمترین مناطق حادثهخیز تهران تبدیل کرده است.
ب) تصرف قسمتی از پارک چیتگر جهت احداث باشگاه اسب سواری
یاسرهاشمی (پسر آقای هاشمی رفسنجانی) در زمان ریاست آقای کرباسچی در شهرداری تهران، با استفاده از نفوذ خود در شهرداری توانست 000/45 متر مربع از اراضی پارک چیتگر را تحت عنوان فدراسیون سوارکاری کشور در اختیار بگیرد.
متعاقباً وی در مرحله دیگری 000/30 مترمربع از پارک مذکور را هم افزون بر متراژ قبلی تصرف مینماید. این درحالی است که در قبال این تصرفات هیچ گونه قرارداد فیمابین شهرداری و یاسر هاشمی به امضا نرسیده است. آقای یاسر هاشمی در این ملک اقدام به اجرای طرح پرورش اسب و باشگاه سوارکاری مجهز به استخر، سونا و جکوزی (برای استفاده اسبها) نموده است.
* قاچاق اشیاء عتیقه و کالای غیرمجاز
یاسر هاشمی در زمینۀ قاچاق اشیاء عتیقه زیرخاکی و میراث فرهنگی بسیار فعال میباشد. یکی از اقدامات وی در این زمینه، قاچاق میراث فرهنگی شهرستان قوچان میباشد. رفت و آمدهای یاسر هاشمی به شهرستان قوچان و همچنین ارتباطات وی با قاچاقچی اشیاء عتیقه در آمریکا (حسن ثابت بکتاش) بر کسی پوشیده نمانده است.
جدا از نفوذ یاسر هاشمی در بنادر و گمرکات و استفاده از رانتهای کلان در زمینۀ واردات و صادرات کالا، وی در زمینه قاچاق کالا نیز فعالیت دارد. یاسر هاشمی با استفاده از افراد وابسته به خود چندین دستگاه لنج باربری در بندر امام خمینی(ره) خریداری و اجاره نموده و در سطح گستردهای مبادرت به ورود و خروج کالا می کند.
*انحصار نفوذ در گمرکات و بنادر کشورتوسط مافیای ثروت و قدرت
یکی از مراکز تحت نفوذ و سیطرۀ مافیای ثروت و قدرت، گمرکات و بنادر بوشهر، امام خمینی(ره)، چابهار و آستارا میباشد و آنان در زمینۀ بازرگانی داخلی و خارجی و صادرات و واردات کالا فعالیت گستردهای دارند و از رانتهای اقتصادی ویژهای نیز برخوردار میباشند.
برای نمونه و جدا از این مسأله که کارهای مربوط به خاندان آقای هاشمی در گمرکات در اسرع وقت انجام میگیرد، پرسنل ارزیاب گمرک تخفیفهای ویژهای را در مورد کالاهای آنها در نظر گرفته و اجناس به سرعت ترخیص و به بازار عرضه میگردد. این در حالی است که سختگیری گمرکات در مورد بقیه مردم، زبانزد خاص و عام است و گاهی اوقات مراجعین به خاطر کوچکترین مسأله، ماهها پشت دربهای بسته منتظر مانده و مجبور به پرداخت هزینه و جریمههای کمرشکنی میشوند.
*انحصار مافیایی در تجارت پسته
صادرات پسته ایران در انحصار مافیای ثروت و قدرت است. چند تن از بازرگانان ایرانی که در خارج از کشور فعالیت دارند، بیان داشتهاند شرکتهای مهم جهان که در کار پسته فعالیت دارند، فقط از طریق اعضای این مافیا قادرند معاملاتی را در ایران انجام دهند و به دیگران اجازه داده نمیشود در این کار وارد شوند و این تجارت فقط در انحصار خاندان آقای هاشمی قرار دارد.
*تلاش برای همراه نمودن یک مجله پرتیراژ
آقای مهدی هاشمی (فرزند آقای هاشمی رفسنجانی) تلاش بسیار گستردهای را برای همراه نمودن مجلۀ خانواده سبز انجام داده است. این مجله که با مدیر مسئولی آقای هرمز شجاعی مهر و در شمارگان 000/500 نسخه منتشر میشود، تأثیر بسیار زیادی بر روی خانوادهها دارد.
خبرها حکایت از این مهم دارد که پس از ناکامی آقای مهدی هاشمی در اقدام مذکور، وی در صدد اعمال فشار به آقای هرمز شجاعیمهر برآمده است.
4. پیوند مافیای ثروت و قدرت با فراماسونری
بدون شک جریان فراماسونری گستردهترین و مخوفترین شبکۀ مافیایی در جهان محسوب میگردد.
این شبکۀ عظیم که مشتمل بر 25000 لژ و 000/000/5 عضو میباشد، بر حسب ظاهر مبارزه با خرافهپرستی را به عنوان هدف خود بیان میکند. اما در واقع هدف اصلی آنان مبارزه با ادیان است و از این طریق نبرد بیپایانی را برای ریشهکنکردن ادیان- بویژه اسلام – تداوم می بخشند.
در حال حاضر این شبکه مخوف، تحت سیطرۀ صهیونیسم بینالملل قرار دارد و در راستای تسلط بر منابع و ازبین بردن فرهنگ و اقتصاد بومی کشورها، برخی از نخبگان سیاسی و فرهنگی و رسانههای ارتباط جمعی سراسر جهان را در خود جذب و هضم کرده است.
مافیای قدرت و ثروت ضمن پیوند خوردن با شبکۀ مافیایی ماسونی، عملاً در خدمت اهداف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آنان درآمده اند.
در این نوشتار سعی شده است بخشی از پیوند مافیای ثروت و قدرت با مافیای ماسونی، برجسته گردد. از این رو به معرفی آقایان حسین ثابت بکتاش، محسن صفائیان و عبدالهی به عنوان نمودی از فراماسونری در ایران کنونی و ارتباطات آنها با مافیای ثروت و قدرت پرداخته میشود، امید است مورد توجه قرار گیرد.
الف) حسین ثابت بکتاش
حسین ثابت بکتاش، فرزند اسماعیل و متولد 1313 شهر مشهد میباشد. نامبرده در سال 1354 برای ادامۀ تحصیل به آلمان رفته و در رشتۀ مهندسی برق از دانشگاه برلین فارغ التحصیل شدهاست. همسر وی آلمانی بوده و یکی از برادرانش در آلمان در زمینۀ قاچاق اشیاء عتیقه فعالیت میکند.
ثابت پس از فارغالتحصیلی از دانشگا، مدتی را بعنوان دبیر، در مدارس آلمان به تدریس میپردازد. وی سپس با سرمایه یک وکیل ایرانی[؟!] به تجارت فرش روی میآورد و پس از کسب درآمدهای هنگفت در این شغل، از جزایر قناری اسپانیا (یکی از بزرگترین مراکز گردشگری و توریستی در جهان) سر درآورده و مبادرت به ساخت 9 هتل زنجیرهای در این جزایر میکند. وی در حال حاضر بزرگترین مؤسسۀ هتلداری را در اسپانیا اداره مینماید.
آقای حسین ثابت بکتاش در سال 1372 توسط اعضای حزب کارگزاران (خاندان هاشمی)، جهت فعالیت در کیش به آقای یزدانپناه (رئیس سابق منطقۀ آزاد کیش) معرفی میگردد و به توصیه آنها، 000/770 مترمربع زمین (هر متر 000/4 تومان، جمعاً معادل 000/000/080/3 تومان) در اختیار وی قرار میگیرد. لکن در قرارداد آن قید میشود که مبلغ توافق شده (بهاء زمینها)، پس از شروع بهرهبرداری پروژهها پرداخت گردد.
در حال حاضر طرحهای مختلفی از جمله؛ استخر دلفینها، شیرها و سه هتل از جمله هتل بزرگ داریوش در حال احداث میباشد. زمینهای فوق با تأسیسات کنونی از قرار متری 000/000/40 ریال، جمعاً معادل 000/000/000/080/3 ریال (سه تریلیارد و هشتاد میلیارد ریال) قیمتگذاری شده و این در حالی است که نامبرده قیمت اولیه را هم هنوز پرداخت نکردهاست.
آقای بکتاش با ضمانت و سفارش اعضای حزب کارگزاران و خاندان هاشمی تاکنون مبلغ 000/000/5 دلار وام جهت راه اندازی تأسیسات مذکور از بانک سپه شعبۀ لندن نیز دریافت نموده است. وی همچنین با حمایت مافیای ثروت و قدرت در تلاش است تا پروژههای در دست اجرای خود را باز هم گسترش داده و وسعت آنرا به یک سوم جزیرۀ کیش ارتقاء دهد. در همین راستا بکتاش اخیراً هتلهای هلیا، تماشا، پاییز و آریان را به قیمت تقریبی 000/000/000/90 ریال خریداری نموده و به احداث یک جادۀ مستقیم و مستقل، از فرودگاه به مقصد املاک خود مبادرت ورزیدهاست.
بر حسب مطالب بدست آمده وی تا کنون مجموعاً 000/000/000/800/1 ریال در کیش هزینه نموده است.
گفتنی است اخیراً آقای پرفسور سمیعی (ساکن آلمان) قصد داشت بیمارستانی بزرگ و عام المنفعه به نام «بیمارستان کیش» در این جزیره احداث نماید که با دخالت آقای ثابت و- با این عنوان که این پروژه را وی میبایست شخصاً انجام دهد- با اعمال نفوذ مافیای ثروت و قدرت، مقرر میشود که امتیاز این پروژۀ بزرگ به دختر آقای هاشمی رفسنجانی اعطا گردد و گفته میشود ثابت بکتاش نیز در این پروژه شریک خواهد بود.
در خصوص آقای ثابت نکات بسیار حائز اهمیت دیگری نیزوجود دارد که عبارتند از :
- ارتباط با سفرای کشورهای انگلیس، آلمان، کانادا و اسپانیا و حمایت آنان از آقای ثابت.
- شرکت در مهمانیهای سفارتخانههای خارجی در ایران.
- اعتقاد به لزوم برقراری روابط حسنه بین جمهوری اسلامی ایران و رژیم غاصب صهیونیستی.
- ارتباط ویژه با فرزندان آقای هاشمی رفسنجانی و انجام ملاقاتهای پنهان با آنها در خارج از کشور از جمله عربستان.
- واسطهگری بین مافیای ثروت و قدرت ایران و مافیای ماسونی در خارج از کشور.
- همکاری نزدیک برادر آقای ثابت بکتاش (حسن ثابت مقیم آلمان) در زمینه قاچاق اشیای عتیقه با یاسر هاشمی (پسر هاشمی رفسنجانی).
- حمایت متقابل ثابت بکتاش و خاندان هاشمی از یکدیگر
در روشنگریهای قبلی اشاره شد مافیای ثروت و قدرت خود را مالک و ارباب کیش دانسته و افراد سرمایهگذار در کیش مجبور به پرداخت پورسانت و هماهنگی با آنها میباشند.
از اینرو حجم بالای سرمایهگذاری (180 میلیارد تومانی) بکتاش در کیش، بیانگر ارتباط تنگاتنگ وی با آنان است. زیرا اینکار بدون هماهنگی با مافیای ثروت و قدرت امکانپذیر نبودهاست. از طرف دیگرنامبرده یکی از مهمترین حامیان این خاندان در سرمایهگذاریهای کلان درکشورهایی نظیر انگلیس،آلمان،کانادا بوده و یکی از عوامل پیوند و برقراری ارتباط آنها با سرمایهداران خارجی میباشد.
ب) محسن صفائیان
محسن صفائیان دارای وابستگی به مافیای ماسونی، ساکن آمریکا بوده و 12 سال به عنوان مترجم در سفرهای خارج از کشور آقایان محسن و مهدی هاشمی را همراهی میکرده است.
نامبرده در زمان مدیرعاملی مهدی هاشمی در شرکت تجهیزات دریایی وزارت نفت، به تأسیس یک شرکت در زمینه تأسیسات دریایی و با سهامداری مهدی و محسن هاشمی در انگلستان مبادرت میورزد. همچنین صفائیان با استفاده از نفوذ مهدی هاشمی در وزارت نفت، قراردادهای متعددی را با وزارتخانۀ مذبور منعقد مینماید.
ج) آقای عبدالهی
وی قبل از انقلاب صاحب چندین شرکت مهم از جمله صنایع چوب ایران بود که همزمان با پیروزی انقلاب به دلیل وابستگی به دربار و جریان فراماسونری، به خارج از کشور متواری گردید.
نامبرده پس از مدتی با مساعدت برخی از عناصر مافیای ثروت و قدرت به ایران مراجعت می نماید و حتی موفق میگردد بخشی از اموال خود را بازپس گیرد. آقای عبدالهی در سال 1377 یک ساختمان 6 طبقه واقع در خیابان ولیعصر بالاتر از سه راه عباسآباد را به حزب کارگزاران واگذار میکند.
وی همواره از اقدامات عناصر حزب کارگزاران سازندگی (عالیجنابان قدرتطلب) پشتیبانی کرده و گفته میشود کرباسچی در مسافرتهای خود به کانادا با نامبرده ملاقات مینماید.
مافیای ثروت و قدرت با میدان دادن به یک تیم 10 نفره از جریان فراماسونری در مؤسسۀ همشهری (در زمان تصدی آقای کرباسچی)، بستر بسیار مناسبی برای آنان فراهم نمودند. همچنین می توان از ارتباطات برخی از افراد خاندان هاشمی با دفتر فرح پهلوی ، نائینی، ایرج مستعان، ایرج جمشیدی و...که همگی دارای وابستگی به جریان فراماسونری میباشند نیز اشاره نمود.
گشت نامحسوس/
*اعمال نفوذ در تغییر کاربری و تفکیک ارضی به نفع خانواده هاشمی
کرباسچی با استفاده از اعمال نفوذ مستقیم در کمیسیون ماده 7، باغی به مساحت 2283 متر مربع متعلق به محمد هاشمی (برادر آقای هاشمی رفسنجانی) با پلاک ثبتی 3/838 (واقع در شمیران، خیابان شهید باهنر، خیابان شهید محمودی، اسفندیاری) را تغییر کاربری داد. بدین ترتیب رأی صادره در سال 1365 مبنی بر باغ بودن ملک فوق که به صورت صوری به نام خانم خدیجه نظری (همسرمحمد هاشمی) و فرزندانش بود، باطل و در تاریخ 3/4/1376 رأی بر غیر باغ بودن آن صادر شد.
سپس این ملک با دستور و نظارت کرباسچی تفکیک گردید که در این مورد نیز با دخالت مستقیم وی، قیمت تفکیک به جای متری 000/300- 000/400 ریال (درکل 400/000/000 ریال)، متری000/100 ریال (در کل 000/000/120 ریال) محاسبه شد (یعنی 280/000/000 ریال تخفیف) که در نهایت در مورد همین مقدار هم تشکیک شده و ظاهراً محمد هاشمی با عنایت شهردار از پرداخت آن معاف گردید.
به این ترتیب بر اساس نظر کارشناسی حدود چند میلیارد ریال ارزش افزوده در مورد ملک مورد نظر بدست آمد و در حدود 000/000/000/5 ریال سود عاید آقای محمد هاشمی گردید.
*سوء استفاده از قدرت شهرداری به نفع خانواده هاشمی
در زمان ریاست کرباسچی برشهرداری تهران، خانمی بنام «فرزین»، طی نامهای به شهرداری درخواست اجازه برای فروش باغی به مساحت 2270 متر در مجاورت پارک جمشیدیه تهران (خیابان شهید باهنر، خیابان جمشیدیه، بالاتر از کوچۀ 28، پلاک 62) مینماید که شهرداری به بهانۀ توسعه پارک، از صدور مجوز خودداری کرده و با تحت فشار قرار گرفتن مالک از طرف شهرداری، نامبرده مجبور به فروش باغ خود به مبلغ بسیار نازل 900/000/000 ریال به فرد مشخص شده از طرف شهرداری میشود. جالبتر اینکه این فرد کسی نبود جز «علی هاشمی» یکی از اعضای حزب کارگزاران (برادرزادۀ آقای هاشمی رفسنجانی) که ملک فوق را با نام صوری همسرش «مریم هاشمینژاد» خریداری میکند.
پس از این کار کرباسچی سعی میکند عوامل کاهش دهنده ارزش ملک و موانع فروش آن را برطرف نماید.
وی در ابتدا با استفاده از نفوذ و قدرت خود در شهرداری، طرح توسعه پارک جمشیدیه را منتفی مینماید. از طرف دیگر طبق مصوبه شهرداری در مورد این زمین، میبایست 500 متر از آن به طرح عقب نشینی خیابان جمشیدیه و مسیل آن اختصاص یابد که به دستور کتبی کرباسچی این امر نیز منتفی میگردد و طرح تعریض این خیابان برای همیشه به فراموشی سپرده میشود.
پس از این وقایع، ملک مذکور توسط آقای علی هاشمی به قیمت 000/000/900/1 ریال فروخته میشود که 000/000/350 ریال از مبلغ فوق بعنوان حق السهم و رشوه به کرباسچی پرداخت میگردد.
*اتلاف حقوق دولتی و اخذ رشوه برای تبلیغات انتخاباتی
در زمان مسئولیت آقای کرباسچی در شهرداری، آقای عظیمینیا (رئیس دبیر خانه کمیسیون ماده 5 شهرداری) با دستور کرباسچی از دو نفر از برج سازان به نامهای حدادزاده و علوی، جمعا مبلغ 000/000/230/1 ریال جهت کمک به امور تبلیغات کارگزاران در انتخابات اخذ نمود و در مقابل، طبق توافقات بعمل آمده، تسهیلات غیرقانونی و ویژهای برای آنان قائل شد.
از جمله اینکه مبلغ 000/000/000/5 ریال بدهی آقای حدادزاده را به مدت یکسال به تعویق انداخت و بهره و زیان آن که بالغ بر 1/200/000/000ریال و جزو حقوق مسلم شهرداری بود را از آقای حدادزاده اخذ نمینمایند.
همچنین مقدار 1500 متر مربع تراکم مجانی به ارزش 000/000/450 ریال به آقای علوی اعطاء نموده و از تخلفات شهرسازی پاساژ ملت که متعلق به نامبرده بود، چشم پوشی میگردد.
*بهره گیری از امکانات دولتی به نفع موسسه خصوصی
موسسۀ فرهنگی آفتابگردان در تاریخ 24/7/73 پروانه انتشار نشریه «آفتابگردان» به نام آقای کرباسچی دریافت نمود و هیات موسسین آن شامل افرادی از جمله : کرباسچی، عطریانفر، عموزاده، شعیرخان سفید (پسر باجناق کرباسچی ) و خادمی (مسئول دفتر ویژه کرباسچی) بودهاند که کرباسچی با سوء استفاده از قدرت خود در شهرداری اقدام به اعطاء امکانات و بودجههای شهرداری به موسسۀ فوق نمود.
به طور مثال:
1) آقای کرباسچی با وجوه شهرداری اقدام به خرید یک قطعه زمین در جاده کرج به ارزش 000/000/500/4 ریال نموده و به موسسۀ خصوصی آفتابگردان اهداء میکند و متعاقباً پس از مدتی ملک فوق را با همان قیمت به شهرداری میفروشند.
2) در مورخ 25/12/75 آقای کرباسچی دستور خرید یک ساختمان به ارزش 3/950/000/000ریال در خیابان فرمانیه و از وجوهات شهرداری منطقه یک را برای روزنامه آفتابگردان صادر مینماید.
3) اعمال نفوذ و سوء استفاده از موقعیت شغلی در تخصیص مبلغ 000/000/000/10 ریال به مؤسسۀ آفتابگردان. این مؤسسه نیز مبلغ مذکور را بصورت ربوی به شرکت «فیلتر البرز» وام داده تا پس از گذشت 6 ماه، مبلغ 5/000/000/000 ریال (پانصد میلیون تومان) بعنوان بهره به همراه اصل پول دریافت نماید. اما این امر باعث ورشکستگی شرکت مذکور گردید. شایان ذکر است شهرداری تهران از ستاد مبارزه با مواد مخدر (به ریاست یکی از افراد خاندان هاشمی) مبلغ 20/000/000/000ریال وام دریافت مینماید که مبلغ 000/000/000/10 ریال بدون هیچ ضابطه ای در اختیار مؤسسۀ آفتابگردان قرار میگیرد.
4) استفادۀ غیر قانونی از ارز تخصیصی از محل ریاست جمهوری به منظور احداث چاپخانه شخصی: آقای کرباسچی در مورخ 75/5/29 و 4/2/75 از معاونت اجرایی ریاست جمهوری وقت (محمد هاشمی) به ترتیب در خواست 000/000/15 دلار جهت تأمین ماشین آلات چاپ و 000/000/5 دلار جهت تامین مواد مصرفی چاپ را مینماید که معاونت ریاست جمهوری با پرداخت مجموعاً 000/000/12 دلار موافقت میکند که آقای کرباسچی با دریافت این مبلغ آنرا برای احداث چاپخانه آفتابگردان مصرف مینماید. لازم به ذکر است که دستگاههای فوق که به قیمت 3/730/000/000 ریال خریداری شده بود، در مورخ 26/5/76 به مبلغ 000/000/700/5 ریال به شرکت همشهری فروخته میشود.
5) پرداخت مبلغ 000/000/900/9 ریال تحت عناوین مختلف از وجوه شهرداری به آفتابگردان
6) تحویل 222 قلم کالا به ارزش 000/000/239 ریال از اموال شهرداری به موسسۀ آفتابگردان توسط کرباسچی
*بخشش اموال دولتی برای تصاحب منزل مسکونی
در سال 1370 کرباسچی از مشاور و مسئول کمیسیون منتخب خود، آقای ابریشمکار که نقش رابط بین وی و برجسازان را نیز ایفا میکرد میخواهد تا ساختمانی برای وی در شمال شهر فراهم نماید. به دنبال آن آقای ابریشمکار یکی از مشتریان شهرداری و از برجسازان با سابقه تهران، به نام آقای مهندس کریمیفرد را به کرباسچی معرفی کرد تا دو باب ساختمان از طریق نامبرده به کرباسچی و علی هاشمی واگذار گردد و در ازای آن نامبرده از تسهیلات غیرقانونی ویژهای بهرهمند گردد.
بدین ترتیب مهندس کریمی فرد که در حال ساخت یک برج 15 طبقه در خیابان مژده نیاوران بود و تخلفات گوناگونی از نظر شهرداری در ساخت آن مرتکب گردیده بود، با اهدای ساختمانهای اشاره شده به کرباسچی، امتیازات ذیل را دریافت نمود:
- یک باب ملک (باغ) متعلق به آقای کریمیفرد به مساحت حدود 65/3984 متر مربع به دستور شهردار، بدون پرداخت هیچ مبلغی، مجوز تغییر کابری از باغ به مسکونی دریافت مینماید که بر اساس قیمت روز، شهرداری متحمل مبلغ 000/000/600/613/1 ریال ضرر در این زمینه میشود.
- اعطای000/059/764/66 ریال تخفیف برای500/326/23 مترمربع تراکم در 15 طبقه از سوی کرباسچی به آقای کریمیفرد.
- آقای ابریشمکار بابت بعضی از بدهیهای آقای کریمی فرد به شهرداری، بخشی از زیرزمین یک برج در خیابان ملاصدرا به ارزش 000/000/200/1 ریال از وی تحویل میگیرد که ساکنین برج نیز مدعیاند کریمیفرد با اعمال زور شهردار (کرباسچی) آنرا تصرف نموده است.
منزل کرباسچی در پشت باشگاه بانک ملت واقع میباشد که کرباسچی با استفاده از نفوذ خود حدود 1000 متر از باغ باشگاه را نیز تصرف کردهاست. و در هنگام ساخت مبلغ 480/120/000ریال ویژۀ تراکم برای خود لحاظ نمودهاست.
- در مقابل منزل کرباسچی، زمینی متعلق به خانم ژالهبافته وجود داشت که به علت موقعیت مکانی و اشراف به منزل شهردار از صدور پروانه ساخت محروم گردیده و حتی پرونده نامبرده به دستور شهردار مفقود شد.
همچنین آقای کرباسچی دو قطعه زمین به پلاک ثبتی 1328/72 و 6096/72 به نام خود و همسرش را نیز از سازمان زمینشهری دریافت و به فروش رساندهاست.
*تصرف غیرمجاز پارک چیتگر و تقسیم آن بین خانواده آقای هاشمی و افراد نزدیک به کارگزاران
شهرداری تهران در زمان ریاست کرباسچی، اقدام به تصرف غیر مجاز پارک چیتگر تهران که در اختیار سازمان جنگلها و مراتع کشور قرار داشت، نمود.
در این زمینه شکایتهایی از سوی سازمان جنگلها و مراتع صورت گرفت که منجر به صدور حکم از سوی مراجع قضایی در خصوص خلع ید شهرداری از پارک مذکور گردید اما این احکام با نفوذ شهرداری در مراجع ذیربط، هرگز اجرا نشد.
لازم به ذکر است که شهرداری علیرغم اینکه پارک چیتگر را بصورت غیر مجاز تصرف کردهبود، بدون توجه به احکام صادره از سوی مراجع قضایی، اقدام به تفکیک و واگذاری آن توسط شرکت توسعه فضاهای کشور (شرکت غیرقانونی تحت پوشش شهرداری) به افراد ذیل نمود :
1) واگذاری 45000 متر مربع به یاسر هاشمی تحت عنوان فدراسیون سوارکاری کشور. (البته 30000 متر مربع هم توسط وی افزون بر متراژ قبلی تصرف گردید).
2) واگذاری 13556 متر مربع به فردی به نام قاسم بلندیان برای احداث مجتمع سوارکاری.
3) واگذاری 35000 مترمربع به فردی به نام فرامرز مهاجر(مسئول مجتمع پرشاسب).
4) واگذاری مقداری از پارک به فردی به نام کیومرث پازوکی (عضو کلوپ آلمانها از سوی مرکز تجارت جهانی تهران)
*خرید خودرو از منابع دولتی و اهدا به مدیران وزارت کشور
در سال 1373 کرباسچی از آقای ابریشمکار خواست تا از طریق آقای گرامی(مسئول شرکت آسان موتور) تعدادی خودرو هیوندا برای اعطا به مدیران وزارت کشور با قیمت و تخفیف مناسب تهیه نماید.
این خودروها توسط آقای گرامی به صورت 50% نقد و مابقی اقساط، تحویل کرباسچی گردید. مبلغ 000/000/500 ریال از حساب اداره کل تدارکات شهرداری بابت پیش پرداخت خرید خودروها در وجه شرکت آسان موتور واریز گردید.
ضمناً مبلغ 225/000/000ریال نیز به درخواست شهرداری به عنوان تخفیف محاسبه شد. این مبلغ را آقای گرامی به عنوان رشوه به شهرداری داد تا کرباسچی امتیازاتی را در امر برجسازی برای وی در نظر بگیرد.
از جملۀ این امتیازات میتوان به عدم دریافت دیرکرد چکهای وصول نشده وی در قبال شهرداری به مبلغ 000/000/300/1 ریال بابت عوارض، اشاره کرد.
در خصوص تحویل خودروهای مذکور این نکته قابل تأمل است که برخی از افراد تحویل گیرندۀ خودروها، جزء تشکیلات وزارت کشور نبودند. (از جمله محسن نوری، فرزند عبد ا... نوری، و محسن سازگارنژاد). در این زمینه دو دستگاه خودروی پاجرو نیز توسط آقای گرامی به شخص کرباسچی داده شد که ایشان توسط پسر باجناق خود اقدام به فروش آنها نمود و مبلغ 000/000/150 ریال از این کار به دست آورد.
*کرباسچی و تخریب باغات تهران
آقای کرباسچی از سال 1368 بر خلاف قوانین موجود اقدام به فعال کردن کمیسیون ماده 7 کرده و توسط آقای ابریشمکار و عظیمینیا مبادرت به توافق با مالکین باغات و گسترش ساخت و ساز نموده که این امر زمینۀ نابودی باغات را فراهم می آورد.
پس از این آقای کرباسچی در تاریخ 1371/2/23 با ابلاغ بخشنامهای تلویحاً امر تشخیص باغات از غیر باغات را بر خلاف قانون به شهرداران مناطق واگذار میکند. بر اساس مستندات موجود در طی سالهای 69 تا 76 مقدار 197/785/2 متر مربع باغ- در حالیکه در سند آنها قید باغ آمده بود- با پرداخت 000/680/812/2 ریال تحت عنوان غرامت قطع اشجار نابود گردیدهاست. برخی از موارد عبارتند از:
- باغ پلاک ثبتی 829/28 واقع در خیابان پاسداران، نارنجستان دوم و به مساحت حدود 9300 متر مربع که توسط همسر کرباسچی (خانم خیرالنساء عسکریان) و محسن نوری (فرزند عبدا... نوری) و فائزه هاشمی (دختر آقای هاشمی رفسنجانی) خریداری و با اعمال نفوذ کرباسچی در کمیسیون ماده 7، با تخفیفات ویژه به غیر باغ تبدیل شده که ارزش افزودۀ آن حداقل 000/000/730/5 ریال برآورد میگردد.
- باغ با پلاک ثبتی 2530/42 واقع در لویزان که از این باغ حدود 3066 مترمربع در اختیار خانم معظم کرباسیزاده (همسر آقای محسن نوربخش) گذارده میشود که سند آن بدون ذکر نوع کاربری در اختیار وی قرار میگیرد.
- پلاک 3/838 بنام خدیجه نظری (همسر محمد هاشمی) واقع در امامزاده قاسم با اعمال نظر آقای کرباسچی بدون پرداخت هیچگونه وجهی در حساب شهرداری، به غیر باغ تغییر کاربری مییابد.
*پشتیبانی مالی آقای کرباسچی و حزب کارگزاران از جریانهای سیاسی
در ادامه روند فوق میتوان به سوء استفاده از شرکت کوثر که مسؤول پروژۀ انتقال آب شرب به مناطق محروم و کویری استان یزد بوده، اشاره داشت. این سوء استفاده منجر به آزادسازی عدد بسیار بزرگی از بیتالمال به نفع این جریان سیاسی- اقتصادی شد.
در سال 1373، قطعه زمینی به پلاک 297/71 و مساحت تقریبی 340000 متر مربع واقع در ده ونک، در پوشش یک قرارداد قانونی و در ازای مبلغ 000/000/700/4 ریال، از سوی شهرداری تهران به مؤسسه کوثر یزد که متولی پشتیبانی مالی پروژه تأمین آب شرب مناطق بیآب و کویری استان یزد بود، واگذار میگردد.
نکته درخور توجه در این بخش از این جابجایی آن است که اولاً زمین موصوف، یکی از قدیمیترین باغات منطقه ده ونک و متعلق به ورثۀ فیروزگر بودهاست. لیکن با انجام یک فقره تغییر کاربری در شهرداری وقت تهران، این زمین به پارک عمومی تغییر کاربری داده شده و سپس با کاهش ارزش آن، با قیمت بسیار نازل (از قرار متری 20 هزار تومان) از مالکین اولیه خریداری میگردد. در گام بعدی با همین کاربری و قیمت نازل به مؤسسۀ کوثر یزد واگذار میشود.
مؤسسه کوثر یزد نیز در مهرماه سال 1374 (یعنی 8 ماه پس از این انتقال عجیب) ملک موصوف را طی یک وکالتنامه کامل به آقای علی خاتمی واگذار مینماید که در متن این وکالتنامه هیچگونه نشانی از پرداخت ما به ازاء برابر یا نابرابر در ازای این وکالت و واگذاری نیامده است. در متن وکالتنامه مؤسسه کوثر به آقای علی خاتمی، اینگونه ذکر شده که مؤسسه به ایشان وکالت معامله با غ مذکور ]به] هر شکل، هر طریق یا به هر سازمان و مؤسسه دولتی و غیر دولتی یا شهرداری و یا غیره طی هرگونه معامله و توافق دیگر که صلاح می داند، با اختیارات تام به نفع خود و یا هر مؤسسه و یا هر شخص حقیقی و حقوق دیگر را داده است و در حقیقیت مؤسسه کوثر یزد، این باغ قدیمی 340000 مترمربعی را به آقای علی خاتمی میبخشد. متعاقباً ایشان نیز ذیل همین هبهنامه، این ملک را به فردی به نام محمد ریسمانیان یزدی واگذار نموده است. متن نگارش آقای خاتمی در هامش وکالتنامه موصوف بدین شرح است: چون پلاک 297/71 موضوع این نامه به بیع[؟] قطعی و شرعی[!] اینجانب درآمده است کلیه حقوق خود را به آقای محمد ریسمانیان یزدی واگذار مینمایم!
تا این بخش از سلسله اقدامات پنهان و غیر قانونی شاهد شناسایی و تغییر کاربری و تصاحب این ملک بزرگ توسط شهرداری و خرید بسیار نازل آن از صاحبان ملک و فروش ارزان آن به مؤسسه کوثر یزد و همچنین هدیه شدن آن به آقای علی خاتمی هستیم، لیکن این باغ قدیمی، کماکان مستمسک اقدامات غیر قانونی و سوء استفادههای دیگر قرارگرفته وکماکان نقش خود را به عنوان ابزاری برای فرار عدد بسیار بزرگی از جیب بیتالمال به نفع مرتکبان ایفامیکند.
آقای علی خاتمی با وجود اینکه در هامش وکالتنامه مؤسسه کوثر، این ملک را به دلایلی نامشخص به آقای ریسمانیان یزدی واگذار نموده است در کمال تعجب در تیرماه سال 1375 مجدداً در مقام مالک، ملک موصوف را به شهرداری میفروشد! در این معامله که بین علی خاتمی و عظیمینیا (رئیس دبیرخانه کمیسیون ماده 5 شهرداری) امضاء شده در ازای واگذاری مجدد باغ موصوف به شهرداری، آقای علی خاتمی از 83000 متر مربع تراکم شناور در تهران بهرهمند میگردد.
با یک محاسبه بسیار عادی روشن است که اگر قیمت تراکمهای دریافتی از سوی آقای خاتمی را بر مبنای قیمت شهرداری تهران محاسبه نماییم، عددی بیش از 000/000/000/33 میلیارد ریال میگردد. در این نمونه تاریخی و عجیب، اهالی منطقه هیچ نوع تغییری در وضعیت فیزیکی این باغ را مشاهده ننمودند. لکن هر لحظه اقدامی ظاهراً قانونی در عملیات متعدد انجام گرفته در خصوص مالکیت این باغ، اعداد و ارقام بزرگی را طی دو مرحله از بیتالمال عاید این عناصر کردهاست.
بنا بر اسناد موجود حجم بزرگی از تراکم های حاصله در این چرخش آلوده اقتصادی(69000 متر مربع) در مقطعی کمتر از 5 ماه یعنی (از تاریخ 10/12/75 تا 76/4/29 ) مورد استفاده آقای علی خاتمی قرار میگیرد، یعنی عددی در حدود 22/080/000/000میلیارد ریال.
در حال حاضر و با فرارسیدن دهمین دورۀ انتخابات ریاست جمهوری، شامۀ قدرتنواز آنان، مجدداً بوی قدرت را استشمام کرده و آنها را از گوشه و کنار جهان (کانادا، لندن و...) و ایران به تاریکخانۀ محفلی کشانده است.
در ادامهی روشنگری پیرامون عناصر حزب کارگزاران سازندگی، نقاب از چهره یکی دیگر از افراد این گروه بر میکشیم. با امید به آنکه به روند شفافسازی و تنویر افکار عمومی کمک کرده باشیم.
محمد عطریانفر کیست؟
آقای عطریانفر از اعضای شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی و سردبیر سابق روزنامۀ همشهری و رئیس شورای سیاستگذاری روزنامۀ شرق میباشد. در سوابق قبل از انقلاب ایشان نکات بسیار مهمی مشاهده میگردد که از آن جمله :
- همکاری با ساواک جهت شناسایی و دستگیری انقلابیون.
- هدف قرار دادن ( تیراندازی از پشت سر ) یکی از انقلابیون مبارز در یک صحنه درگیری با ساواک.
اما فعالیتها و ارتباطات ایشان بعد از انقلاب جالبتر است :
- ارتباط با سازمان منافقین و انجام ملاقاتهای پنهان با مسعود رجوی.
- در نظر گرفته شدن وی از سوی سازمان منافقین به عنوان مسؤول شاخۀ اصفهان.
همچنین خواهر و شوهر خواهر وی (زهره عطریانفر و جواد غدیری) از اعضای مرکزی سازمان منافقین میباشند که به دلیل شرکت در عملیات تروریستی حادثه ترور مقام معظم رهبری، به خارج از کشور گریختند.
زهره عطریانفر، پس از مدتی همسرش (جواد غدیری) را رها کرد و با ارتقاء تشکیلاتی، اکنون همسر چهارم مسعود رجوی میباشد.
گفتنی است جمعآوری اطلاعات پیرامون فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران توسط سازمان منافقین و فروش آن به آمریکائیها، دور جدیدی از چالش را برای جمهوری اسلامی ایران به دنبال داشتهاست.
گشت نامحسوس/
مافیا به گروههایی ذینفوذ و در سایهای اطلاق میگردد که بصورت اختاپوسی برشبکه های مالی، تجاری و صنعتی یک کشور پنجه میاندازد. گروههای مافیایی همواره درصدد کسب ثروت بوده و برای حصول و حفظ آن، لاجرم میبایست صاحب قدرت نیز گردند. مافیا با برخورداری از ثروت بیحد وحصر در وهلۀ اول سعی میکنند با حمایت از برخی سیاستمداران، ارادۀ خود را به آنان تحمیل کرده و شبکۀ ثروت را از پشتیبانی سیاسیون برخوردار نمایند. این گروههای مخوف و هولناک، چنانچه موانعی در مقابل خود مشاهده نکنند، خواهند کوشید تا با بالا رفتن از نردبان قدرت، از یک طرف، روند کسب و حفظ ثروت را تسریع نموده و از طرف دیگر برای خود مصونیت آهنین و چند لایه ایجاد کنند.
گروههای مافیایی که اصطلاحاً به «دولت در سایه» معروف می باشند برای رسیدن و دستیابی به اهداف و مقاصد خود از هیچ اقدامی دریغ نمیکنند. « تهدید و ارعاب » ، « تخریب و بیشخصیت نمودن اشخاص» و «حذف فیزیکی» از جمله شیوههای مافیا برای برخورد با رقیبان و عوامل سدکننده میباشد.
کشور ایران نیز از این قاعده مستثنی نمیباشد و در چند سال گذشته- بویژه شرایط پس از جنگ- یک جریان مافیای بسیار بزرگ در کشور شکل گرفته است که با بهرهگیری از رانتهای بیشمار دولتی، به دنبال کسب ثروت بیشتر و توسعۀ قدرت خود میباشد. محفل موسوم به کارگزاران سازندگی و خاندان آقای هاشمیرفسنجانی مصداق بارز این شبکه مافیایی است.
در این سلسله نوشتار به معرفی و ذکر گوشه ای از اقدامات آنان خواهیم پرداخت.
۱) روند شکل گیری کارگزاران سازندگی
از نگاه جامعهشناختی، احزاب با انگیزههای مختلف و در شرایط متفاوتی شکل میگیرند. نظریهپردازان معتقدند که ریشههای شکلگیری احزاب ارتباط مستقیم با پایگاه اجتماعی و ساخت سیاسی آنها دارد. از این منظر برخی از احزاب در شرایط خاصی تشکیل میشوند که با پایان یافتن شرایط مذبور، عمر آنان نیز خاتمه مییابد.
هچنین گروه دیگری از احزاب، دولتساخته (دولتی) میباشند. این احزاب برای بقای در قدرت، محفل خود را گسترش داده و بصورت یک حزب قدرتطلب، سعی میکنند حیات سیاسی خود را تداوم بخشند.
حزب کارگزاران در شرایط خاصی شکل گرفت و برای بقاء در قدرت، ضرورتاً حالت محفلی خود را به شکل حزب تغییر داد.
با روی کار آمدن دولت آقای هاشمی رفسنجانی، روند اقتصادی کشور دگرگون شد و دیدگاه اقتصادی دولتی جای خود را به اقتصاد بازار داد. طبعاً دگرگونی سیاستها، نیازمند دگرگونی در مدیریتها بود. اما مدیرانی که بعدها به «کارگزاران» معروف شدند، با تغییر شرایط همراه گردیدند و به نوعی به آقای هاشمی اطمینان دادند که میتواند در چارچوب سیاستهای جدید به آنها اعتماد کند.
آقای هاشمی پستهای حساسی به مدیرانی نظیر آقایان عبدالله نوری، غلامحسین کرباسچی، محمد هاشمی، عطاء الله مهاجرانی، محسن نوربخش، محمد علی نجفی و مصطفی هاشمیطبا داد. این گروه که از سابقهی غلیظ مواضع موسوم به چپ برخوردار بودند، با یک چرخش 180 درجهای رودرروی جریاناتی نظیر مجمع روحانیون مبارز قرار گرفتند. این چرخش بگونهای بود که در آن سالها مقالاتی از سوی آقای مهاجرانی و آقای روغنیزنجانی در روزنامه اطلاعات علیه سیاستهای اقتصادی دولت مهندس موسوی نوشته میشد، بطوری که در سال 1369 مهندس موسوی در تحلیل رفتار این گروه از عنوان «قدرت طلب» استفاده کرد.
در چنین وضعیتی مجلس سوم پایگاه مجمع روحانیون مبارز و گروههای نزدیک به آن محسوب میشد. با توجه به جبههگیری جدید گروه غیر رسمی کارگزاران و سمتهای کلیدی افراد این گروه در برنامه پنج سالۀ دولت آقای هاشمی، این مهم میتوانست مانعی در راه اجرای سیاست گروه مذکور محسوب شود. از اینرو در جریان انتخابات مجلس چهارم (1371) بسیاری از کاندیداهای مجمع روحانیون مبارز و طیفهای همسو (حدود 90 نفر) توسط وزیر کشور وقت (عبدا... نوری) و هیأت اجرایی رد صلاحیت گردیدند. این در حالی بود که مجموع کاندیداهای رد صلاحیت شده توسط شورای نگهبان حداکثر به 40 نفر میرسید و جالب است که همین افرادی که تا دیروز خودشان چنین رد صلاحیت های گستردهای را اعمال می کردند امروز مخالف نظارت قانونی شورای نگهبان شدهاند!
اما در طول چهار سال فعالیت مجلس چهارم، افتراق میان جناح راست و کارگزاران نیز نمایان میگردد که استیضاح برخی از وزرای کابینه هاشمی رفسنجانی و فشار برای تغییر وزرای اقتصادی و رئیس کل بانک مرکزی، نشانگر چنین تضادی است.
در آستانه انتخابات مجلس پنجم، روزی که با رایزنی رئیسجمهور وقت (آقای هاشمی رفسنجانی)، قدرتطلبان موفق نشدند در لیست سی نفری جامعه روحانیت مبارز تهران، حداقل پنج نفر را بگنجانند، فردای آن روز، رئیسجمهور در مصاحبه با روزنامه ایران اعلام میکند، حال که دوستان اجازه ندادند که کارگزاران در فهرست سی نفره تهران سهمی داشته باشند، بنده به همکاران خود در دولت حق میدهم که با نام و تشکیلات مستقلی وارد انتخابات شوند.
بلافاصله پس از این اظهار نظر هاشمی رفسنجانی، همکاران وی در دولت اقدام به تأسیس گروهی مستقل نمودند و رسماً وارد انتخابات مجلس پنجم شدند و پس از آن همواره از حمایتهای رئیسجمهور برخوردار بودند.
در مورد چگونگی ارتباط گروه کارگزاران سازندگی با آقای هاشمی رفسنجانی سؤالات گوناگونی مطرح است، از جمله اینکه آیا حزب کارگزاران سازندگی با دستور و راهنمایی ایشان تشکیل شده؟ آیا آقای هاشمی خود نیز در حزب کارگزاران دخیل است؟ آیا آقای هاشمی در تجهیز و تقویت کارگزاران نقش دارد...؟
آنچه مسلم است، اینکه مؤسسین حزب کارگزاران سازندگی از اعضای کابینه آقای هاشمی بودند و چهل درصد مؤسسین نیز با آقای هاشمی نسبت فامیلی داشته و همچنین در دولت ایشان برای راهاندازی و پیشبرد حزب خود، از رانتهای اقتصادی بهره بردند.
۲) اعضای شورای مرکزی کارگزاران
غلامحسین کرباسچی، محمد هاشمی، علی هاشمی، محسن هاشمی، فائزه هاشمی، محمد عطریانفر ، محمدعلی نجفی، عطاءا... مهاجرانی، محسن نوربخش، سید حسین مرعشی، مصطفی هاشمیطبا، غلامرضا فروزش ، فاطمه رمضانزاده، اسماعیل جبارزاده، یدا... طاهرنژاد، هدایت آقایی، اسحاق جهانگیری، رضا ملکزاده، ایرج فاضل، عبدالناصر همتی، رضا امرالهی.
این گروه در طول عمر محدود خود چندین بار با چالشهای جدی روبرو بودهاست. این چالشها، گاه از بیرون کارگزاران را تهدید میکرد و گاه از درون تشکیلات رخ مینمود.
اولین چالش جدی هنگام تولد رسمی کارگزاران در برابر آنها ایجاد شد. در این مرحله شدیدترین اعتراضات از این ناحیه به کارگزاران وارد میشد که با تشکیل یک حزب «دولتساخته»، موجب هدایت امکانات دولتی به مبادی و مجاری حزبی میشدند.
چالش دوم «خروج تعداد قابل توجهی از اعضای اولیه گروه از دایرۀ این حزب (10 وزیر) بود» که در پی عدم توان پاسخگویی به چالش قبلی روی داد.
سومین چالش « ناتوانی در استمرار بخشیدن به ریاستجمهوری آقای هاشمی رفسنجانی بود» که گروه کارگزاران سعی داشت با اصلاح این اصل از قانون اساسی، که انتخاب یک نفر به ریاست جمهوری بیش از دو دوره را منتفی میداند، زمینه را برای انتخاب مجدد آقای هاشمی رفسنجانی فراهم نماید.
چهارمین مسئله کارگزاران، مشکلاتی بود که برخی از اعضای مرکزی گروه با آن مواجه شدند. بطور مثال « فروزش وزیر سابق جهاد سازندگی برای پاسخگویی به برخی از نابسامانیها احضار میشود ... » و از قانونشکنیهای این گروه در کرمان خبرهایی میرسد.
همچنین ماجرای شهردار تهران و زندانی شدن دبیر حزب کارگزاران(کرباسچی) به جرم تخلفات گستردۀ مالی در شهرداری تهران، چالش درونی و بیرونی دیگری را در حزب کارگزاران به منصۀ ظهور میرساند. بخصوص اینکه یکی از اتهامات آقای کرباسچی پرداخت مبالغ زیادی از بودجۀ شهرداری به آقای علی هاشمی برای هزینۀ تبلیغات انتخاباتی مجلس پنجم بود.
حزب کارگزاران سازندگی- که بر پایه حضور و دسترسی اعضای آن به مصادر اجرایی و بودجههای دولت، توان اعمال جابجایی و تغییرات گسترده در مقررات و مصادیق مختلف مالی را داشته است- در طول دولت سازندگی و پس از آن، توانسته است با تخلفات گسترده و بهرهگیری از رانتخواری ، حجم عظیمی از توان و پتانسیل مالی و اقتصادی را از بیتالمال به سمت خود جذب نماید.
از نمونه این گونه تحرکات و اقدامات آلوده اقتصادی، میتوان به فعالیتهایی اشاره کرد که به مدد حضور یکی از عناصر سازندگی در مسئولیت شهرداری پایتخت در سالهای دولت سازندگی و دولت اول اصلاحات صورت گرفته است.
عمدۀ این اقدامات که در پوشش عمران و آبادانی و فعالیت اقتصادی در جهت امور خیریه صورت گرفته است، دارای مصادیق متعدد و همچنین بسیار وسیعی است که موجب جابجایی، سوء استفاده و هدر رفتن ارقام کلانی از بیت المال مسلمین و تضییع حقوق شخصیتهای حقیقی و حقوقی متعدد شده است.
در ادامه به روشنگری پیرامون آقای غلامحسین کرباسچی بعنوان شهردار سابق تهران و دبیر کل این گروه پرداخته میشود.
آقای غلامحسین کرباسچی که به «شهردار سابق تهران » معروف است، در تعهدنامهاش به ساواک در تاریخ 27/9/52، خود را اینگونه معرفی مینماید:
« اینجانب شیخ غلامحسین کرباسچی، فرزند محمد صادق، دانشجوی دانشکده علوم ریاضی دانشگاه تهران، بدین وسیله به منظور ابراز حسن نیت و صمیمیت و مراتب میهنپرستی و شاهدوستی خود، تعهد مینمایم از این تاریخ صمیمانه با سازمان اطلاعات و امنیت کشور(ساواک) همکاری نموده و چنانچه افراد منحرف و خائن به اینجانب مراجعه نمودند مراتب را فوراً گزارش دهم .» کرباسچی در ادامه تعهدنامه خود به ساواک، امام خمینی را فردی ثروتاندوز، اهل ریخت و پاش در امور مادی و تجملگرا معرفی میکند که فرزندان و اطرافیانش نیز همگی اینگونهاند.
سالها گذشت و غلامحسین کرباسچی که اینگونه بیرحمانه امام خمینی و مراجع را متهم به ثروتاندوزی از وجوهات و تجملگرایی میکرد- پس از انقلاب و گذشت چند دهه- با رسیدن به برخی مناصب دولتی که عمدهترین آنها شهرداری تهران بود، بیپروا شروع به حیف و میل بیت المال مسلمین به هر طریق ممکن نمود. بگونهای که به معروفترین فرد اختلاسکننده در تاریخ ایران بدل گردید و در تجملگرایی، گوی سبقت را از همه ربود.
در این بخش از نوشتار تلاش میشود تا با افشاگری در خصوص اقدامات وی و حزب دولتساختهاش رسالت خود را به انجام رسانیم.
از دیدگاه کرباسچی و گروه مطبوعش اقتصاد و توسعه به شیوۀ لیبرالی آن، از هر چیز دیگری مهمتر و پایهایتر میباشد. بدین ترتیب وی هویتی منفعتطلبانه داشته و با در نظر گرفتن فضا و شرایط سیاسی، روشها و دیدگاههای سیاسی و اجتماعی خود را تغییر میدهد تا به هر ترتیب در قدرت باقی بماند. ایشان معتقداست که «توسعه و جذب سرمایه» بر « عدالت و تقسیم عادلانه ثروت» مقدم بوده و به همین دلیل میبایست در سیاستهای کلان کشور، عدالت اجتماعی و برنامههای حمایتی از اقشار کم درآمد را فراموش کرد.
از نظر مدیریت شهری، کرباسچی در پست شهرداری تهران ثابت کرد که از استبداد، دیکتاتوری و خودمحوری خاصی در این زمینه پیروی میکند. یکی از افراد نزدیک به کرباسچی در شهرداری تهران به نقل از وی میگوید :
«وی (کرباسچی) اظهار میداشت که باید جوری عمل شود که مردم فکر کنند و قبول نمایند که شهرداری خودش واضع قانون است ... اگر قرار شد (از شهرداری) برویم باید طوری برویم مثل اینکه کلید برق تهران خاموش میشود ... هرچه هست را بفروشید که برای (شهردار) بعدی که میآید هیچ چیز نماند.»
بر این اساس پس از گذشت مدتی از سکانداری کرباسچی در منصب شهرداری تهران، قداست قانون شکسته شد و هرج و مرج کامل در مدیریت شهرداری نمایان و حاکم گشت، گویی قانون مجسم، شخص شهردار تهران است.
وی که از طرفی در مورد مسائل فرهنگی به دیدگاههای کاملاً غربی معتقد بود و برای مثال همواره تأکید مینمود فرهنگسراها باید همچون کشورهای غربی مانند فرانسه اداره شوند و از طرف دیگر هیچ علاقهای برای مراکز مذهبی و سنتی بخصوص مساجد، از خود نشان نمیداد و حتی جلوی چند متر اضافه ساخت یک مسجد را میگرفت.
آقای کرباسچی همواره بخششها، رانتها و کمکهای کلانی به نزدیکان خود بویژه خانواده هاشمی و تیم کارگزاران مینمود و چشمش را بر روی بزرگترین تخلفات شهری میبست، در این ارتباط به تعدادی از تخلفاتی که کرباسچی در مسند ریاست شهرداری تهران مرتکب شده و مشتی از خروار جرایم وی محسوب میشود.