موسوی پس از بیان سخنان خود در حوزه کشاورزی آماده پاسخ بله سوالات حاضران شد.
پاسخ به سوالات مانند همان روال های میرحسین موسوی که اگر نخواهد پاسخ روشنی دهد شنوندگان را به خوبی دور میزند، ادامه داشت که ناگهان سوالی در جلسه خوانده شد.
مضمون سوال این بود که آیا شما برنامهای برای جامعه ما که به خاطر تشیع شهدا افسرده شده است دارید تا شاد شوند؟ موسوی در پاسخ به این سوال چنین پاسخ داد: "فضاي جامعه ما فضايي دوستانه و پر از مهر و محبت است، اما طبيعي است كه برخي اختلافات دروني وجود دارد و به طور حتم حل ميشود و جامعه ما هر سليقهاي را ميپذيرد، اما مشكل از آنجا آغاز ميشود كه دولت دست خود را وارد ميكند و صفبندي خودي يا غيرخودي ايجاد ميكند. روحيه تجسس روي افراد و خانوادهها به طور حتم بر كشور لطمه ميزند و با اعتقادات ديني ما نيز سازگار نيست"
آقاي ميرحسين موسوي هيچ واكنشي در مقابل اين سوال توهين آميز نداشت و تنها پاسخي داد تا همه را دور بزند و حتي كمترين دفاعي از تشيع شهدا در كشورمان نكرد و حتي آن فرد را كه معلوم نبود چه كسي بود چون سوالات به صورت كتبي ارائه ميشد خطاب قرار نداد "كه ما هرچه داريم از همين شهدا و ايثارگري هاي آنها است".

در پايان جلسه تنها اين سوال برايم پيش آمد كه آقاي ميرحسين موسوی شما كه سوار پرايد مي شوي و دوستانتان در ياري، موج سوم و قلم نيوز به شما لقب نخست وزیر دوران جنگ را داده اند مسلماني يا قدرت طلب؟ ما دم خروس را باور كنيم يا قسم حضرت عباس(ع) شما را؟
يادم آمد كه امام راحل چگونه از این فداکاری رزمندگان و خانواده شهدا سخن به میان می آورد و می فرمود: "من نمی دانم چگونه به شما خانواده های فرزند از دست داده، پدر از دست داده، مادر از دست داد تسليت بگويم و اين فداكاري شما باري است كه بر دوش من سنگيني ميكند"
گشت نامحسوس/